شــ ح ـــاب
دوست دارم روزی برسد حتی یک لحظه آزادی بچشم بعد دنیا را ترک کنم
شــ ح ـــاب
اگه الان شاعرای اون زمان بودن مثل سعدی در مورد چه موضوعی شر میگفتن؟
شــ ح ـــاب
این روزها باید از سایه ات نیز بترسی گرگ در کمین است ما ببعی ها نادان
شــ ح ـــاب
خوبه حتی مسجد روستامونم عکسشو زدیم که حالا غصه نخوریم بگیم کم گذاشتیم حیف باید بیشتر تلاش میکردیم
شــ ح ـــاب
یه بار تو بازار بودیم دختره به پسره پا داد رفت تو یه کوچه ای پسره هم همینجوری میخندید میرفت یهو بچه کوچیک با دوچرخه بش زد کلی خیت شد دختره هم رفت
شــ ح ـــاب
بروبچ امروز بعد امتحان 3 نفری رفتیم دم مدرسه "مونثاگچهار تا بودن با سه تاش دوست شدیم چهارمی بدبخت حسابی خیت شد
شــ ح ـــاب
1ماه پیش سر کلاس بودیم "ادبیات" معلمش از این آزادی خواهان بود یه جا به جای شاه نوشته بود "شا" اون روز 4 ساعت باش داشتیم دیگه یه کلمه درس نداد ما هم رفتیم [!]
شــ ح ـــاب
اگر قدرباباهاتون رو ندونید فردا میدونید چون وقتی بابا چینی اومد میفهمید تو این یه مورد ایران بهترین رو تولید میکنه
شــ ح ـــاب
صدا میزند میگوید شمایی که صبح تا شب دم از آزادی میزنید بفهمید که آزادی را باید فهمید و بوجود آورد نه....
شــ ح ـــاب
بیایید اگر "آزاد نیستیم" بفهمیم که نیستیم "نه چشمانمان را ببندیم و بگوییم "آزاد هستیم یا نیستیم"
شــ ح ـــاب
آهای مردم بشنوید این صدای مردی است که از بی بصیرتی مردم و پر حرفی آنها به وجد آمده می گوید به من اعتماد کنید تا آزادی را بچشید اما....
شــ ح ـــاب
تمام خوبی ها را برایت آرزو می کنم نه خوشی ها را؛ زیرا خوشی آن است که تو می خواهی؛ و خوبی آن است که خدا برای تو می خواهد ...