هاشم
عاجز و سرگردانم ، نه آنچه دانم دارم و نه آنچه دارم دانم
هاشم
دل به دلم که ندادی ، پا به پایم که نیامدی ، دست در دستم که نگذاشتی سر به سرم دیگر نگذار که قولش را به بیابان داده ام ...
هاشم
خوش به حال سیندرلا .... لنگه کفشش را جا گذاشت ؛ یه لشکر آدم به دنبالش گشتن .... ما دلـــــــــــــــــمان را جا میگذاریم ، هیچکس از مــــــــــــــا سراغی نمیگیرد ! انگار که هیچوقت نبوده ایـــــــــــــــــم
هاشم
کودک که بودم، وقتی زمین میخوردم ،مادرم مرا میبوسید، تمام دردهایم از یادم میرفت دیروز زمینخوردم، دردم نیامد ، اما به جایش تمام بوسههای مادرم به یادم آمد به سلامتی همه ی مادرهای دنیا
هاشم
همه روزه هزاران سیب در اطراف ما به زمین می افتد اما آنچه وجود ندارد ، دیدگاه نیوتن است . . .
هاشم
انسان های بزرگ دو دل دارند؛ دلی که درد می کشد و پنهان است و دلی که میخندد و آشکار است.
هاشم
کلی پول نرم افزار میدی بعد قبل نصب میپرسه آیا قوانین ما رو قبول داری ؟ خب مثلا فرض کن من قبول نداشته باشم چه غلطی میتونم بکنم !؟