هژیر
گستاخي خيالم را ببخش که حتي لحظه اي يادت را رها نميکند ! اس ام اس
هژیر
دعاي باران چرا ؟ دعاي عشق بخوان ! اين روزها دلها تشنه ترند تا زمين ، خدايا کمي عشق ببار
هژیر
چه سخت است دلتنگ قاصدک بودن در جاده اي که در آن هيچ بادي نمي وزد ! اس ام اس
هژیر
نه مرا خواب به چشم ، نه مرا دل به دست / چشم و دل هر دو به ديدار تو آشفته و مست
هژیر
بوي يوسف مي دهد پيراهنت / پير کنعانم براي ديدنت
هژیر
عشق من از من گذشتي خوش گذر / بعد از اين حتي اسمم را مبر / خاطراتم را تو بيرون کن ز سر / ديروز از کف رفت ، فردا را نگر
هژیر
سايه ام امشب ز تنهايي مرا همراه نيست / گر در اين خلوت بميرم هيچکس آگاه نيست / من در اين دنيا به جز سايه ندارم همدمي / اين رفيق نيمه راهم گاه هست و گاه نيست
هژیر
تو و بهار برايم دو فصل مشترکيد ، ز ره رسيدنتان رفتن زمستان است
هژیر
ترکم مکن اي عشق ، من بي همزبانم / تنها تويي اي نازنين آرام جانم / اينجا کسي در سينه اش رويا ندارد / دل را سپردن تا ابد معنا ندارد
هژیر
ديگر نميدانم که را بايد صدا زد / اين قلب را تا کي به طوفان بلا زد / من باغبان فصلهاي انتظارم / تو خوب ميداني من اينجا بي قرارم
هژیر
ديشب از دلتنگيت بغضي گلويم را شکست / گريه اي شد بر فراز آرزوهايم نشست / من نگاهت را کشيدم روي تاريخ غزل / تا بماند يادي از روزي که بر قلبم نشست