هلن17
رفتــآر ِ عــآشقـآنه ى ِ زَن رآ بــآيـ د اَز دلتنگـــيش فهـــميـد ! از شـــوق ِ بــى تــآبـيش بــرآى ِ ديــدآر ! اَز حــس ِ كــودكــآنه اَش بــرآى ِ آغـــوش ! اَز خجــآلَتــش بــرآى ِ بــوسـه گـــرفتن ! زَن بـــى دَليــل بـــَهــآنه نـمى گـــيرَد شــآيد بهــآنه ى ِ دستـــان ِ گــرمى رآ دآرد كـه دستــآنش رآ بگــيرد !! hpg8limdfvvpu2hj8qbh.jpg
هلن17
فقط دعا كنيد پدرم شهيد بشه! خشكم زد. گفتم دخترم اين چه دعاييه؟ گفت:آخه بابام موجيه! گفتم خوب انشاالله خوب ميشه، چرادعاكنم شهيد بشه؟ آخه هروقت موج ميگيردش و حال خودشو نميفهمه شروع ميكنه منو و مادر و برادر رو كتك ميزنه! ، امامشكل ما اين نيست! گفتم: دخترم پس مشكل چيه؟ گفت: بعداينكه حالش خوب ميشه ومتوجه ميشه چه كاري كرده.شروع ميكنه دست و پاهاي همهمون را ماچ ميكنه و معذرت خواهي ميكنه. حاجي ما طاقت نداريم شرمندگي پدرمون را ببينيم. حاجي دعاكنيد پدرم شهيد بشه
هلن17
دختری سه ساله بود که پدرش آسمانی شد . . . دانشگاه که قبول شد، همه گفتند: با سهمیه قبول شده!!! ولی ... هیچوقت نفهمیدند کلاس اول وقتی خواستند به او یاد بدهند که بنویسد بابا ! یک هفته در تب ســـــــوخت . . . !!