Hesam
زلال هرچه عشق مادر! تو پروانه دشت ایثاری؛ شمع فروزان محفل مایی؛ تو عطر خوش بوی همه گل هایی. در ژرفای دیدگانت، رودی از محبت موج می زند و دستان مهربانت سهمی از سخاوت آفتاب دارد. تو چون دریا بی دریغ، پایان نداری. تو زمزمه هرچه محبتی؛ عطر هرچه رازی؛ زلال هر چه عشقی؛ تو بلور شفاف خلوصی؛ وسعت بی کران مهربانی و صبری. من لطافت نسیم، سیپدی سپیده، نستوهی کوه و صداقت آیینه را در تو می نگرم. مادر، گلبرگ ها بر دستانت بوسه می زنند؛ دریاها به تو غبطه می خورند؛ بادها نام تو را تا عرش خدا می برند؛ و ملکوتیان بر تو درود می فرستند. خدا بهشتش را به زیر پای تو می بخشد. تو به راستی شکوه مندترین واژه شگرف آفرینشی
Hesam
اي مهربانترين عاشق تنها تو هستي كه دستهاي لبريز از مهرت را در دستان تشنهً محبت من مي گذاري فقط تو دردهاي كهنه و سر باز زدهً تنهاي ام را التيام مي بخشي اي همنوا با صبح مي داني كه من در مكتب تو عشق را آموختم وبا وجود گرم تو معناي لطيف آفرينش را لمس كردم اين تو بودي كه دم مسيحاي خود را در كالبد يخ بسته وكرخ من دميدي وزندگاني را متولد كردي وهستي روياندي خودت خوب مي داني كه دوستداشتني ترين موجود اين زمانه و هر زمان ديگري اي مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا د ر