honey
تا کشته وای محبت نشوی سررشته عاشقی به دستت ندهند **
honey
چه حکایت جالبیست! کلمه زندگی با زن آغاز میشود و مردن با مرد!
honey
من رقص دختران هندی را بیشتر از نماز پدر و مادرم دوست دارم. چون آنها از روی عشق و علاقه می رقصند ولی پدر و مادرم از روی عادت نماز می خوانند
honey
آنچه می خواهیم نیستیم وآنچه هستیم نمی خواهیم ، آنچه دوست داریم نداریم و آنچه را داریم دوست نداریم ، وعجیب است هنوز امیدوار به فردایی روشن هستیم ساعت ها را بگذارید بخوابند بیهوده زیستن نیازی به شمردن ندارد
honey
= شیشه ای میشکند.یک نفر میگوید که چرا شیشه شکست؟ دیگری میگوید: شاید این رفع بلاست دیگری می پرسد شیشه پنجره را باد شکست؟ دل من سخت شکست هیچ کس هیچ نگفت... کسی صدای شکستنش را نشنید...غصه ام را نشنید از خودم میپرسم ارزش قلب من از شیشه پنجره هم کمتر بود ... به رفع کدامین بلا دل من شکست... افــــــــــسوس
honey
روزگارست که گه عزت دهد گه خاردارد چرخ بازیگر از این بازیچه ها بسیار دارد
honey
چند پسته ای لال مانده است...! آنها که لب گشودند خورده شدند آنها که لال ماندند میشکنند...! دندانساز راست میگفت: پسته ای لال سکوتش دندان شکن است