خدای من خداییست که .... اگر سرش فریاد کشیدم ؛ به جای اینکه با مشت به دهانم بزند ، با انگشتان مهربانش نوازشم می کند .... و می گوید : میدانم جز من کسی نداری ... !!!
دور قلب من کشیده اند یک ردیف سیمِ خاردار ؛پس تو احتیاط کن جلو نیا برو کنار
توی این جهان گنده ،هیچ کس با دلم رفیق نیست؛فکر می کنی چاره دلی که جوجه تیغی است
چیست؟!
مثل یک گلوله جمع می شود جوجه تیغی دلم؛نیش می زند به روح نازکم ، تیغ ها ی تیز مشکلم
راستی تو جوجه تیغی دل مرا ،توی قلبت راه می دهی؟او گرسنه است و گمشده،تو به او پناه
می دهی؟
باورت نمی شود ولی
جوجه تیغی دلم، زود رام می شود
تو فقط سلام کن، تیغ ها ی تند و تیز او
با سلام تو ، تمام می شود.
دلتنگ که باشی ، آدم دیگری میشوی خشنتر.. عصبیتر.. کلافه تر و تلخ تر و جالبتر اینکه ، با اطرافیان هم کاری نداری همه اش را نگه میداری و دقیقا سر کسی خالی میکنی ، که دلـتنگ اش هستی . . .
برگشته به من میگه ...... من فقط تو اینجا باهاشون رابطه دارم ....... حرف میزنم ...........مگــــــــــــه مجبوری دروغ بگی ........همه شمارش دارن ......با همه یه دور چرخیده .......به من میگع من کاری نمیکنم ...... ببین ماه هیچ موقع پشت ابر نمیمونه