عَمرُوَد ها همه بی سر بودند/ تیغ می زد به عدو جانانه مثل عباس چه استادانه ! /سبك جنگاوری اش مبنا داشت/ به اباالفضل شباهت ها داشت/ درس خود، خوب و نكو پس دادش/ آفرین گفت به او استادش ضربه ی تیغ به فتوا می زد/ #عوض#سیلیِ#زهرا#می زد/ شاهد رنج و غم زهرا شد /كوچه ای تنگ برایش وا شد/ از چپ و راست به او ضربه زدند/ بی كم و كاست به او ضربه زدند /همه جا بوی مدینه پیچید/ شمر را شكل مغیره می دید/ بی هوا نیزه به پهلوش زدند/ دشنه و تیغ به بازوش زدند/ #هر#كه#با#هر#چه#دمِ#دستش#بود/ کینه ها از جمل و خیبر بود ! ...
گويم به شعر و غزل از عشق ترانه ... دستم به تكدي به در صاحب خانه .... با صوم و صلاتي پر از شكوه و شاكي .... از ساقي عشقم كجت هست نشانه ... گمنام....بر امام عشق صلوات ... ... هركه دوس داشت باز نشر كنه