امیرحسیــن :-)
توسط پیامک
ارضی که بود خادم درگاه حسین (ع) عرشی شود و بود گرفتار حسین(ع) فردا به صف حشر که مردم ترسند منصور بود شفیع مردم به حسین (ع)
امیرحسیــن :-)
شمر دستش پُر است/ و با پايش بدنش را به پشت ميچرخاند/ نيزه اي را حرامزاده زد و نيزه را بين مشت ميچرخاند ...
امیرحسیــن :-)
وقت مغرب رسيده از گودال/ همه رفتند شمر ول كن نيست ...
امیرحسیــن :-)
ما را به بهشت و سلسبیل، دل خوش نیست ما هستیمان پادشه کرب و بلاست
امیرحسیــن :-)
ذکر شعله ها حسین///می کشی مرا حسین