مادر جـــــــان...! موقعی که بین در و دیوار قرار گرفتی... انگار تا ابد در دلم عزای مادر است... و هر روز حجت بن الحسن اشکــــ برای مادر میریزد...! به راستی میخ در چه کرد...! چوب های در چه بود...؟ راستی هیزم یعنی چه؟؟؟! #به#راستی#این#واقعیت#بود#که#ناموس#امیرالمومنین#را#زدند... " #ما#آمده ایم #تا#انتقام#سیلی#مادر#بگیریم" و اما هر روز مادر در میان آسمان و زمین برای ارباب بی کفنمان عزا گرفته است... #انا#الغریب... #انا#العطشان... ....... بگذریم از این حرف های سخت...!
شعار روضه حضرت علی اکبر علیه السلام – قسمت اول:
گویا جزر و مد شمشیر است
هر چه من زود هم رسم دیر است
در قیامند نیزهها به تنت
که چنین قوم غرق تکفیر است
بس که قتل تو شرح میخواهد
لشکری بر تنت به تفسیر است
بر سر پیکر تو جان دادم
بس که این منظره نفسگیر است
نالههای مرا جواب بده
عشوه کم کن که این پدر پیر است
اشعار روضه حضرت علی اکبر علیه السلام – قسمت دوم
از خیمهها درآمده خواهر بلند شو
زینب رسیده است برادر بلند شو
دنبالت آمده همه را زیر و رو کند
پس تا نبرده دست به معجر بلند شو
دشمن به ریش خونی تو خنده میزند
پس پشت کن به خندهی لشگر بلند شو
گفتم عبا بیاورد عباس از خیام
برخیز، اذان بگو، سر منبر، بلند شو
اینجا درست نیست، مکش زانو اینچنین
از روی پیکر علیاکبر بلند شو
حالا که اشک و نالهی زینب قبول نیست
اصلاً بیا به خاطر مادر بلند شو
تو میخوری زمین، جگرم آب میشود
ای وارث دلاور خیبر بلند شو
جای خون در رگم شراب ریختهاند
مهر اولاد بوتراب ریختهاند