امیرحسیــن :-)
مَشقِ حُـسیـن کرده ام و باز می کنم / تـکلیـف را مُـعلّـم تـکــرار می کند
امیرحسیــن :-)
هر کجا نام حسین آمد و باران بارید ... ... مادرش مطمئناً بود نمیدانستم دست و پا میزد و گفتند همه تشنه لب است نیزه ای بین دهن بود نمیدانستم
امیرحسیــن :-)
صلی الله علیک یا أبا عبدالله ...
امیرحسیــن :-)
مقـــتـل نوشــــته ســرت را بـــد بــریدنـد . . .
امیرحسیــن :-)
میخواند آیه آیه و میخورد سنگ سنگ در آن میــــانه چــــوبهی محمل طبیب بود آیا حنــــا به مــــوی سپیـــدش گذاشتند؟ یا که امـــــام قافـله "شیـبالخضیب" بود؟
امیرحسیــن :-)
از شـــيرخواره اي به همــــه شيرخوارگان آغـــوش ِ گــــرم مـــادرتان نــــوش ِ جانتان »»» امــــــان از دل ربـــــــاب «««
امیرحسیــن :-)
"سه شعبه" ساختند اینجا به قد و قامت اصغــــر از این تشبیه وحشتناک از این تصویر می ترسم ×××کوفه میا حســــــــین جان×××