امیرحسیــن :-)
دانه های برنج را که دانه دانه از روی پارچه ی سفید جمع می کند دانه های جمع شده را که می ریزد کنار غذای هنوز خورده نشده تازه می فهمم کشیده شدن امتداد آن پارچه سفید از روی میز تا روی پاهایش، برای تمیز ماندن عبایش نیست؛ برای تمیز ماندن برنج هاست که از قاشق که می افتند، از خوردن نیفتند…با یک دست و آن هم با دست چپ، غذا خوردن سخت است؛ گاهی برنج ها می ریزد دیگر…
امیرحسیــن :-)
بسم رب الهادی المهدی صاحب عصری که عالم وامدار اوست گرچه دجالان بدآهنگ گرچه شیطان های بد ترکیب داردار و واق واق خویش را آواز می گویند این نه موسیقی ست این نه شعر و نه ترانه این همه فحش است این فضیحت نامه ی صهیون و آمریکاست بچه های نطفه هایی از لجن روییده در مرداب کارگردان استخوانی پرت خواهد کرد پیش دم جنبانی چلپاسه ای بدبو آن دو حرف اول در انزلی افتاده آن خنزیز آن دَل هرجایی یابو مزد وق وق کردن سگهای بی اصل و نسب این است مزد سگدوخوانی این از شغالان بدصداتر مزد این چندین دهان بی چاک استخوانی مزد این مزدورهای مست عیاشش فکر چندین جایزه از دست خام چند خاخام اند جایزه در راستای فکرهایی از جنابت تا جنایت پُر جایزه در راستای گنده گویی ها و چیزی از همین هایی که می دانید و می دانند پولهای هرزه سهم حنجر بدبوی فحاشش مرتدند اینان نه یک تن شان مرتد اول همین بالاترین با بچه های تخس بی مادر با همان اصحاب یک پاشان به اسرائیل با همان مسئول کلاشش مرتد دوم کارگردان چنین آهنگ بد آهنگ مرتد سوم همین خفاش عیاشش ... مانده آن سو مادری چشم انتظار راه انزلی شرمنده ی شاهین نجفی
امیرحسیــن :-)
فرمانده عشاق دل آگاه حسین است بیراهه مرو! ساده ترين راه حسین است از مردم گمراه جهان راه مجویید نزدیکترین راه به الله حسین است
امیرحسیــن :-)
گويندضريح چشم تومعجزه اي دارد/اي كاش كه من زائرچشمان توبودم