HOSEIN
به کعبه گفتم تو ازخاکی منم خاک چرا باید به دور تو بگردم ندا امد تو باپا امدی باید بگردی برو با دل بیا تا من بگردم
HOSEIN
زندگی گرمی دلهای به هم پیوسته است تا در ان دوست نباشد، همه درها بسته است.
HOSEIN
گــــــاهی احســـــــاس میکنم روی دست خدا مانده ام. . . خستـــــــه اش کرده ام. . . خودش هم نمی داند بامن چه کند! ! !
HOSEIN
دیگََـــَر هـَــواى بــرگـردانتـــ را نــَـدارم هـَــرجـا کِـه دلتـــ مى خـــواهــد بُـــرو فـقــط آرزو مـى کــُنــم وَقتــى دُوبــاره هـَواى ِ مـن بــهـ ســـَرت زد آنقــَدر آسمـان ِ دلتـــ بگــیرد کــِه …. !…بــا هـِـزار شبــ گــِـریـه آرام نگـــیرى وَ اَمـا مــَن !!!بــَرکــِه نـمى گـــَردم هــــ ـــــــیچ عَطـــر ِ تنـَــــم را هــَـم از کـوچــــه هـای پشـــت سرم جمـــع می کنــم کـهـ لـَــم ندهـــی روی مبــــل های “راحتــــی” با خــاطــــِـــره هایـم قَـــدم بـــزنی!!!
HOSEIN
مثل یک روح در دو پیکریم تو در پیکره ی خدایی من در پیکره ی انسانی عاشقانه میپرستمت شاید روزی یک روح در یک پیکر شویم .
HOSEIN
فلاسفـــه دربـــاره عشــــــــق خیلـــی حرفهــا زدند امــــا منطــق هیجکــدامشــــان به پـای منطـــق تـــــــو نرسیـــــد رفتــــــــی و گفتــــــی:همینـــــه کــــــــــــــه هســــت !
HOSEIN
اونا دختراى قدیم بودن که از سوسک میترسیدن ، الان همچین سوسکت میکنن که خودتم نمیفهمى !
HOSEIN
نازنین تر ز تو کس نیست که یادش بکنم سر و دل عاشق یک ناز نگاهش بکنم تا زمین هست و زمان هست بگویم ای دوست تو عزیزی و عزیزان به فدایش بکنم
HOSEIN
دلم عجیب تنگ شده برای تمام لحظه هایی که دلت عجیب برایم تنگ می شد .
HOSEIN
در دهکده ی تو خبر از بوی ریا نیست / چون نیست ریا ، هیچکس انگشت نما نیست ما طالب مهریم و دل از عاطفه لبریز / دل صافتر از تو به خدا هیچ کجا نیست
HOSEIN
سالهاست که معنای این را نفهمیده ام “رفت و آمد” یا “آمد و رفت” ؟ آدمها میروند که برگردند ، یا میآیند که بروند ؟. .