hoseinghasemi
ببین دلم گرفته باز دوباره * بدون تو هوای گریه داره از غم تو شکسته بغض بارون* می باره مثل اشک من تو ایون صحبت یاس و گل اطلسی نیست * بجز تو در خیال من کسی نیست آخه دلم بهوونه ی تو داره * هنوزاسیر دست انتظاره ای باغبون اون که سر سفر داشت *دلم رو درپناه بال وپرداشت پائیز توذهن باغچه بود که پر زد* کاشکی زتنهائی من خبر داشت ای که غموازرشب من گرفتی * خواتب کدو بهارو دیدی رفتی فصل وداع تلخ شاخ وبرگه * قصه ی محزون گل وتگرگه وای چه غمی داره دل کوچه هاش * بیا تو غمخوار من و کوچه باش
hoseinghasemi
لبخند بزن! بدون انتظار پاسخی از دنیا ، بدان روزی دنیا انقدر شرمنده می شود که به جای پاسخ لبخند ، با تمام سازهایت می رقصد ...
hoseinghasemi
بزرگترین مصیبت برای یک انسان این است که نه سواد کافی برای حرف زدن داشته باشد نه شعور لازم برای خاموش ماندن
hoseinghasemi
یاد آن روزی که یاری داشتیم / این چنین خوار نبودیم ، اعتباری داشتیم ای که ما را در زمستان دیده ای با پشت خم / این زمستان را نبین ، ما هم بهاری داشتیم .
hoseinghasemi
موفقیت کلید خوشبختی نیست. خوشبختی کلید موفقیت است. اگر از کاری که انجام می دهید خرسند و راضی باشید، حتماً موفق خواهید شد.
hoseinghasemi
باز باران، با ترانه ميخورد بر بام خانه. خانه ام کو؟ خانه ات کو؟ آن دل ديوانه ات کو؟ روزهاي کودکي کو؟ فصل خوب سادگي کو؟ يادت آيد روز باران؟ گردش يک روز ديرين؟ پس چه شد ديگر، کجا رفت؟ خاطرات خوب و رنگين. در پس آن کوي بن بست… در دل تو، آرزو هاست. کودک خوشحال ديروز، غرق در غمهاي امروز. ياد باران رفته از ياد، آرزوها رفته بر باد. باز باران، باز باران ميخورد بر بام خانه بي ترانه بي بهانه شايدم، گم کرده خانه
hoseinghasemi
نباید شیشه را با سنگ بازی داد ! نباید مست را در حال ِ مستی . . . دست ِ قاضی داد ! نباید بی تفاوت ! چتر ماتم را . . . به دست ِ خیـس باران داد ! کبوترها که جز پرواز ، آزادی نمی خواهند ! نباید در حصار میـله ها با دانه ی گندم . . . به او تعلیم ماندن داد
hoseinghasemi
به سلامتی کسی که وقتی حتی حرف دلشم زد کم لاک خورد به سلامتی اشکی که گیر میکنه اما نمیاد به سلامتی دلی که شکست و تیکه هاش پیدا نشد به سلامتی کسی که با عشق بهش گفتی دوست دارم ولی فقط گفت"ممنون" و به سلامتی اقا طاها که دلش بد جوری شیکسته
hoseinghasemi
يار من ، يوسف نيا ، اينجا كسي يعقوب نيست لحظه اي چشمانشان از دوريت مرطوب نيست اي گل زيباي من ......... از غربتت اشكي نريز نازنين ، اينجا خدا هم پيششان محبوب نيست ــ . ــ . ــ . ــ . ــ . ــ . ــ . ــ . ــ . ــ . ــ . ــ . ــ برا شادي آقامون فقط يه صلوات خواهشاً
hoseinghasemi
قرارمان باران بود ساعت دلدادگی کنار عشق یادت هست؟ من آمدم باران هم و رنگین کمان برای عشق تمام قطره هارا در انتظارت قدم زدم و خیابان را تا تمام شهر به جستجوی تو بودم تو اما نیامدی نمی دانم اشک بود یا باران چیزی بر گونه ام سُر می خورد و روی کفشهایم میچکید که میگفت تو در خواب من جا مانده ای و من ... چشم هایم را به ملاقات اورده بودم همیشه ... این گونه از رویای تو تنها به خانه بر می گردم !
hoseinghasemi
یک عمر قفس بست مسیر نفسم را حالا که دری هست مرا بال و پری نیست حالا که مقدر شده آرام بگیرم سیلاب مرا برده و از من اثری نیست بگذار که درها همگی بسته بمانند وقتی که نگاهی نگران پشت دری نیست