Ehsan SN
تو هياهوي پيدا کردن خونه خاله کي ديگه فکر باور توبه گرگه س
Ehsan SN
يه چي م هس سر جريان اون نور ديشب يا چيزايي مث اين هرچيم که اون لحظه عجيب و ترسناک باشن بازم دوس داري واقعي باشن، واقعي يني عجيب ، تازه . بعد که مث جريان ديشب لو ميره سر چي بود يه کوچولو ضد حال ميخوري که اون چيز ناشناخته اي که ته دلت دوس داشتي باشه نبود
Ehsan SN
رفيق اوني ه که الان واست بستني بياره همين الان
Ehsan SN
حالا نميشد 11 ماه سال همش ارديبهشت ميشد اون يه ماه خرداد که جمع کنيم بريم دريا ، خو گرمه خدا
Ehsan SN
اين نامه نوشتن و ارتباط اونطوري هم چيز جالبي بودا ، تل و نت اومد چيز کرد تو ادبيات ملت
Ehsan SN
احتمالا اگه عنصر فضولي خلق نميشد خيلي از آدما از بي حوصله گي کارشون به قتل و جنايت ميکشيد