ileya
عجب شب بدیه حالم شدید گرفتست
ileya
دختره داشت به دوست پسرش آدرس خونشون رو میداد:
میای از در ورودی آپارتمان , داخل میشی میری سمت آسانسور ...
دکمه طبقه نهم آسانسور رو با آرنج میزنی ....
وقتی اومدی بالا از آسانسور که بیای بیرون سمت چپ خونه منه ....
با آرنج در میزنی و منم در رو باز میکنم ....
پسره میگه : به نظر آسون میاد ولی چرا باید با آرنج در بزنم ؟؟؟
دختره میگه : چی ؟؟؟؟ یعنی دست خالی اومدی دیدنم ؟؟؟
ileya
ما بدبختی رو بوسیدیم و گذاشتیم کنار... حالا هی میره و میاد میگه یه بوس بده!!!
ileya
منطق ایرانی دو حالت داره: یا حق با منه ، یا تو نمی فهمی که حق با منه!
ileya
اگه یه روز صبح توی ایران از خواب بیدار شدی و احساس کردی خیلی خوشحالی و هیچ غم و مشکل و استرسی نداری ....... روحت شاد و یادت گرامی باد
ileya
مهربان باش، اما نه مظلوم که چنگالها تیـــز شوند، برای خراشیدن روحت و دریدن وجودت! باید آوای زوزه را یاد بگیـری وقتی، سکوتت را به بره گی تعبیر میکنند!
ileya
درست که جسمت از کنار ما رفت.اما روحت هنوز در کنار ماست.درود بر تو که رفتی اما به خیلی ها جان بخشیدی.
ileya
چه میشه کرد زمانی که کاری ازت بر نمیاد
ileya
از هم اکنون، زمان داره برات شمرده میشه! در عرض 9 دقیقه حتما برات یه اتفاق خوشایندی خواهد افتاد یا یک خبر خوشی خواهی شنید... (نه چون این متن رو خوندی یا خوندن این متن شانس میاره یا ارسالش برای کسی باعث رسیدنه خبر خوش میشه ... نه ......... صرفاً یک اتفاق خوش برات خواهد افتاد به این خاطر که الان توی دلت میگی : خدایا توکل به تو)