رضا قاسمی
توسط API
آرامتر سکوت کن ،صدای بی تفاوتی هایت آزارم میدهد.
رضا قاسمی
آنکه دائم هوس سوختن ما میکرد کاش میامد و از دور تماشا میکرد...
رضا قاسمی
بعد از سالها دختر کبریت فروش را دیدم،بزرگ و زیبا شده بود .به او گفتم کبریت هایت کو ؟ میخواهم ئنیا را به آتش بکشم.خنده تلخی کرد و گفت.کبریت هایم را نخریدند.سالهاست که خودفروشی میکنم
رضا قاسمی
توسط API
اینجا قلب آدم ها سوت و کوره...رویاشون رویا نیست انگار کابوسه...
رضا قاسمی
دیدی که سخت نیست تنها بدون من...
رضا قاسمی
معلم میدانست فاصله چه به روزمان میاورد که به خط فاصله میگفت خط تیره