سعید
دنیا شبیه چشمهای توست...از مهر و قهرش...کسی سردرنیاورده است...
سعید
پاییز را به هیچ می انگارد....دستی که دستان تو را دارد...
سعید
و دلتنگ لبهای برفم ...و دلتنگ ابری... که بر شانه هایت...
سعید
شاید که جور دیگری میشد آقا محمد خان اگر چشم تو را می دید...
سعید
عشق غم ندیده فراموش میشود...