keyvan
خاطرات نه سر دارند و نه تَه . . . بي هوا مي آيند تا خفـــــــــــه ات کنند . . . مي رسند . . . گاهي وسط يک فکر . . . گاهي وسط يک خيابان . . . ... سردت مي کنند . . . داغت ميکنند . . . رگ خوابت را بلدند . . . زمينت مي زنند
keyvan
تمامِ قنـــــــــــدهاي توي دلم را آب کردم براي تو؛ براي تو که چايت را هميشه تلـــــــــــخ ميخوري! ... خاک بر سرت...!
keyvan
مقصر خود ماييم عشق را به کساني ارزاني ميکنيم که از زندگي ، جز آب و علف روزانه، نه ميفهمند , نه ميخواهند
keyvan
انسان ها هر از چند گاهي ، از جايي مي افتند ...! از لبه ي پرتگاه ... از پا ... از نفس ...ازاين ور بوم ... از دماغ فيل ... از چاله به چاه ... از عرش به فرش ... از چشم ... ازچشم ... از چشم ...! امان از چشم
keyvan
تـمـام سـيگـارهـاي دنـيـا را هـم کـه دود کـنـي، تـنـهـايـيـت تـوجـه هـيـچـکـسـي را جـلـب نـخـواهـد کـرد، جـز پـيـرمـرد سـيـگـار فـروش!!!!
keyvan
هيچ انتظاري ازکسي ندارم، و اين نشان دهنده قدرت من نيست! مسئله ، خستگي از اعتمادهاي شکسته است