♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل
نپرس تقصیر کیه خودت می فهمی نپرس قصه اش طولانیه دایی زمین_ پر از آدمایی که کار میکنن و یه عده ای فقط پول دارن یه مشت عقده ای که از کار کارگرا کاخ ساختنو چه کسایی تو این راه جون باختنو این چیزارو به دیگرون بگی بهت میخندن آخه زشتیم عادت میشه واسه آدم
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل
حالا بزرگ تر می شی و می بینی زندگی چطور آدم و خم میکنه دایی سخت نگیر دایی قدر اون چیزی رو که داری داشته باش زندگی مث رنگ و قلم و تو نقاش هر جور رنگش کنی همون جور میمونه نشه جغد شومی تو بومت بخونه
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل
تو تو تخت خودت خوابیدی و راحتی غذات یه وقتی داره و خوابت ساعتی مدرسه میری و شانست واسه زندگی بالاس نمیشه ردش کنی دایی سخت نگیر یه بابا داری که مث شیر پشت سرت مامانی که قلبش با قلب تو می تپه
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل
شعری که خون تو حسرتت لخته میشه آخرین وارث نسل عشق اخته میشه
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل
نشسته رو موهاش همه چی شو باخته تویه سلولی که دنیا واسش ساخته
Haniye
خدایا آخرش نفهمیدم اینجایی که هستم ، تقدیر من است یا تقصیر من !؟

13 سال و 2 روز و 23 ساعت و 27 دقيقه قبل توسط موبایل


13 سال و 2 روز و 23 ساعت و 23 دقيقه قبل
12 سال و 11 ماه و 19 روز و 3 ساعت و 25 دقيقه قبل
12 سال و 11 ماه و 15 روز و 14 ساعت و 12 دقيقه قبل
12 سال و 11 ماه و 7 روز و 4 ساعت و 23 دقيقه قبل