♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
زن به محض ورود شوهرش به طرف او رفت و گفت: عزیزم نمیدونی واسه جشن تولدت چی خریدم!!!
مرد تشکر کرد و گفت: حالا بگو ببینم چی خریدی؟
زن گفت : صبر کن برم بپوشم و بیام!!!!!
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
سوال امتحاني غضنفر: ضامن آهو کيست؟ جواب غضنفر: قسمتي ازبدن آهو است كه اگر آنرا بكشيم آهو منفجر ميشود!
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
گر دو مردخواهان یک زن باشند چه می شه؟#دیدگا
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
به غضنفر میگن بابات به رحمت ایزدی پیوست، میگه: رحمت ایزدی دیگه کیه؟ میگن: نه منظورمون اینه که به دیار باقی شتافت، میگه: دیار باقی دیگه کجاست؟ میگن: یعنی دار فانی رو وداع گفت، میگه: دار فانی دیگه چه جور داریه؟ میگن: یعنی رخت از این دنیا بربست، میگه: منظورتون رو نمیفهمم! میگن: احمق، بابات مرد، میگه: احمق خوتی، بابا دیگه کیه!
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
غضنفر به زنش ميگه: زن مهريهات را بگذار اجرا تا با پولش خونه بخريم!
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل
چه زیبا حرف میزنی ؟ تو می گویی از زاویه ی من به مسئله نگاه کن ! از زاویه تو ... آها دیدم ، از زاویه ی تو چه تنگ است کنار هم نشستن دو ضلع ! من و ت

13 سال و 5 ساعت و 29 دقيقه قبل توسط موبایل


13 سال و 5 ساعت و 25 دقيقه قبل
12 سال و 11 ماه و 16 روز و 9 ساعت و 27 دقيقه قبل
12 سال و 11 ماه و 12 روز و 20 ساعت و 14 دقيقه قبل
12 سال و 11 ماه و 4 روز و 10 ساعت و 26 دقيقه قبل