سُر می خورم به گوشه ای از وحشت خودم تردید لحظه های مرا سر كشیده است از دست این گذشته ی سرشار ِ حادثه پشت تمام خاطره هایم خمیده است در كنج بی كسی ِ خودم دفن می شوم سیگار مثل هستی ِ من دود می شود من در هجوم فاصله از بین می روم وقتی كه جاده پشت تو مسدود می شود كز می كنم درون اتاقی كه سالهاست در اندوه م...
سلام ابجی جونم خوبی؟
13 سال و 2 ماه و 22 روز و 8 ساعت و 1 دقيقه قبلن زیاد توخوبی؟
13 سال و 2 ماه و 22 روز و 7 ساعت و 34 دقيقه قبلچرا خوب نیستی؟
13 سال و 2 ماه و 22 روز و 1 ساعت و 27 دقيقه قبلاتفاقآ منم زیاد خوب نیستم
خستم داداش خوب شو ابجی دلش خیلی غمگینه
13 سال و 2 ماه و 22 روز و 45 دقيقه قبلمنم خسته ام ابجی خسته تر از خسته
13 سال و 2 ماه و 22 روز و 43 دقيقه قبل