كامياب
توسط پیامک
کوچ پرنده به من آموخت وقتی هوای رابطه سرد است باید رفت...
كامياب
توسط پیامک
خدا جون... می نالیم از دست فاصله ها... این همه دورشدیم ازت... چرا صدات در نمیاد
كامياب
توسط پیامک
تمام شدن من پایان نیست... آغاز بی لیاقتی توست
كامياب
توسط پیامک
کاش میشد گوشه ای نوشت...خدایا...امشب... خسته ام...صبح بیدارم نکن
كامياب
توسط پیامک
دگر از وحشت مرداب خودم دلگیرم-به خدا منتظر فرصت یک تغییرم-من اگر برکه صفت ماندم و دریا نشدم،چه کنم بسته به تقدیرم و بی تقصیرم .مگذارید دگر بر سر راهم تله ای،من خودم بی تله در دام خودم زنجیرم.
كامياب
توسط پیامک
من خاطرت را میخواستم نه خاطره ات را
كامياب
توسط پیامک
قصه از آنجا شروع شد که خیلی عصبانی بود.گفت:اگه دوستم داری بهم ثابت کن.گفتم چجوری؟گفت رگتو بزن!گفتم مرگ و زندگی دست خداست.گفت پس دوستم نداری.تیغو برداشتم و رگمو زدم. وقتی که داشتم جون میدادم آروم زیر لب گفت اگه دوستم داشتی تنهام نمیذاشتی.