سینا
همه ی مردم برای آمدن باران دعا میکردن ولی خدا با دخترک کوچکی بود که کفشایش سوراخ شده بود...
سینا
قره قوروتم نشدیم دهن همه رو آب بندازیم !
سینا
یه نفر می خواسته خودکشی کنه با یه ظرف غذا میره روی ریل می خوابه. بهش میگن تو اگه میخوای خودکشی کنی دیگه واسه چی غذا برمی داری ؟ میگه اومدیم و قطار یه هفته دیگه امد
سینا
مردی می ره پیش کشیش تا اعتراف کنه. می گه: من در زمان جنگ جهانی دوم به یک مرد در خانه خودم پناه دادم. کشیش می گه: خوب این که گناه نیست! مرد می گه: ولی من بهش گفتم برای هر یک هفته ای که در خانه من بمونه باید ۵ دلار بپردازه. کشیش می گه: درسته که کارت خوب نبوده، ولی تو با نیت خوبی این کار رو انجام دادی. مرد می گه: اوه! متشکرم! خیالم راحت شد. فقط یه سوال دیگه… کشیش می گه: بگو فرزندم. مرد می گه: آیا باید بهش بگم که جنگ تموم شده؟
سینا
همه روزه هزاران سیب در اطراف ما به زمین می افتد اما آنچه وجود ندارد ، دیدگاه نیوتن است . . .
سینا
یه سئوال ذهنم رو بدجوری درگیر خودش کرده: چرا کل هواپیما رو از جنس جعبه سیاه نمی سازن که بعد همش سالم بمونه ؟!
سینا
شخصي که مي خواست بهلول را مسخره کند به او گفت: ديروز از دور تو را ديدم که نشسته ا ي، فکر کردم الاغي است که در کوچه نشسته! بهلول فوراً جواب داد: منهم که از دور تو را ديدم فکر کردم آدمي به طرف من مي آيد
سینا
معلم به دانش آموزان میگه: الف = ب ب = ج پس: الف = ج دانش آموز میگه: من شما را دوست دارم. شما دخترتان را دوست دارید. پس من دخترتان را دوست دارم !
#استاتوسم
13 سال و 3 ماه و 25 روز و 11 ساعت و 44 دقيقه قبل