سینا
همه ی مردم برای آمدن باران دعا میکردن ولی خدا با دخترک کوچکی بود که کفشایش سوراخ شده بود...
سینا
نمیدونم چرا گروه خونیم هیچ وقت به یعضی از ادم ها نخورد
سینا
میگفت خوانواده مزخرفی داری!
سینا
دیگر به دنبال ِ همراه ِ “اوّل” نیستم ! این روزها اول ِ راه ، همه همراهند…. این روزها ، باید به دنبال ِ همراه ِ “آخر” گشت …
سینا
بهونه برای گریه زیاد هست ! اما امان از گریه های بی بهونه . . . !
سینا
دلم میخواد کوله امو ببندم، مستقیم برم گردنه حیران بعد بشینم یه گوشه، کوله امو بذارم بغلم، بگم سلام آقای گردنه، شما حیرانید؟ بگه بلی بگم منم همینطور، خوشبختم
#استاتوسم
13 سال و 3 ماه و 25 روز و 10 ساعت و 15 دقيقه قبل