سینا
همه ی مردم برای آمدن باران دعا میکردن ولی خدا با دخترک کوچکی بود که کفشایش سوراخ شده بود...
سینا
روايت داریم که ۵۰ دقيقه خواب بعد از زدن اولين آلارم گوشى در صبح از ٧٠ سال خواب با ارزش تر است.
سینا
بزرگترین اشتباهم این بود که التماست کردم بمانى… نمى ارزیدى!!! دیر فهمیدم..!
سینا
شیشه ای می شكند... یك نفر می پرسد...چرا شیشه شكست؟ مادر می گوید...شاید این رفع بلاست. یك نفر زمزمه كرد...باد سرد وحشی مثل یك كودك شیطان آمد. شیشه ی پنجره را زود شكست. كاش امشب كه دلم مثل آن شیشه ی مغرور شكست، عابری خنده كنان می آمد... تكه ای از آن را برمی داشت مرهمی بر دل تنگم می شد... اما امشب دیدم... هیچ كس هیچ نگفت غصه ام را نشنید... از خودم می پرسم آیا ارزش قلب من از شیشه ی پنجره هم كمتر است؟دل من سخت شكست اما، هیچ كس هیچ نگفت و نپرسید چرا
سینا
قرعه کشی که تمام شد تو به اسم دیگری در امدی. تقدیر جای خود اما لااقل اسم مرا هم در کیسه ات می انداختی.........!!!
سینا
شايد با هم بودن به سختي تكرار شود اما به ياد هم بودن را هر لحضه مي توان تكرار كرد
سینا
اعتراف می کنم برای اولین بار که سوار ماشین شدم یه لحظه قاتی کردم الان ماشین تو دنده چنده!!!
راستش پارک کردم دوباره زدم دنده 1 و حرکت کردم.
سینا
مامانه به پسرش میگه: میدونم که شیطون گولت زد که موهای خواهرتو کشیدی! پسرش میگه آره، ولی لگدی که زدم تو شکمش ابتکار خودم بود!
سینا
فکر می کنی چینی ها به دوقلوهاشون چی میگن؟! میگن: این چون اون ، اون چون این !
سینا
حیف نون میره ماشینشو بیمه كنه، مسئول بیمه بهش میگه امیدوارم که هیچوقت از بیمه تون استفاده نكنید، حیف نون هم میگه: امیدوارم تو هم از این پوله خیر نبینی!!!
سینا
یارو تيپ ميزنه ميره تو خيابون. يه دختره بهش ميگه: دختر كش شدي، بخورمت. یارو ميگه: بهت نمياد از اين گ و... بخوري
سینا
غضنفر پسرشو میفرسته دانشکده افسری، دوستاش بهش میگن: درس پسرت که خیلی خوبه بود، بهتر بود میگذاشتی دکتر یا مهندس بشه؟ غضنفرمیگه: نه، آخه میخوام وقتی درسش تموم شد باهم کلانتری باز کنیم!
سینا
غضنفرمیره دكترمیگه آقای دكترمن فراموشی گرفتهام. دكتر میگه: چندوقته این بیماری رو دارین؟ غضنفرمیگه: كدوم بیماری؟
سینا
يه روز دو تا تنبل ميرن بانک ميزنن، اولي ميگه بيا پولا رو بشمريم. دومي ميگه: ولش كن فردا راديو ميگه!
سینا
و دزدا میرن هر کدوم تو یه گونی قایم میشن !
صابخونه میاد و به گونی اول لگد میزنه…
صدای نون خشک در میاره !
به دومی لگد میزنه … صدای گردو در میاره !
به گونی سوم لگد میزنه … هیچ صدایی در نمیاد …
دوباره محکم تر لگد میزنه … باز صدا نمیده !؟
دفعه سوم که لگد میزنه یارو با عصبانیت میاد بیرون
میگه : بابا … آرده ، آرد … آرد صدا نداره ! میفهمی ؟
#استاتوسم
13 سال و 3 ماه و 23 روز و 19 ساعت و 49 دقيقه قبل