تَنهایــــ ـــ ـی ذره ذره خودی نِشان می دهَــــــد .. وقتی #تو آن قدر کـَم پیدایی کــــه #سَنگینی روزگارَمــــــ ـــ ـ را #مورچه ها به #کـــول می کِشنــــ ـــ ـد و #من تَماشایشان می کنَمـــــ ــ ـ .
گذشت آن روزها ، که #حکم "دل" بود و تو #حاکم ؛ دیر زمانی ست که #حکم "خشت" است و #دیگر ... بی جهت بالا نخوان که دست ات برایم رو شده #لعنتـــی اینبار اسم این بازی " #بیـــــــــدل " است
ღ♥ღ کاش میشد... کاش میشد وازه هارو کنار هم بزاری/ کاش میشد عاشقی رو توی یک جمله بیاری/ کاش میشد احساستو نسبت به من توی یک واژه بیاری/ کاش میشد رفتنتو توی خاطرم نزاری/ کاش میشد تموم خاطراتک توی یک جمله بمیره/ کاش میشد واژه هام در انتظار یک نگاه صف نکشند/ بی اختیار نام تورو فریاد نکشند/ کاش میشد داستانی نوشت که نامش زندگیست/ بی انکه بدانم پایانشی چیست/ کاش میشد بازیگر پاییز بودم/ یا در نقش زمستانی؛مستندی رنگی بودم/ ღ♥ღ (شعر از خودمه امیدوارم دوست داشته باشین....)