❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
آوایی از درونم میگفت : برو، نمان ، به عقب نگاه نکن، جاری شو چون رود و در مسیر دریایی شدنت همه را سیراب کن ، راهت را ادامه بده از سنگ ها و صخره ها گذر کن تا به دریای بیکران وجود خود برسی و بدان بی گمان هرکس وجود خویش را دریابد خدا را یافته است...
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
من عاشق یک لحظه تبسم توهستم وقتی می خندی دنیابرام فقط معنیش خنده توست توکه کنارمی فقط همین و می خوام خدا جون اخه این اینقدر زیاده که فقط بخوام پیشش باشم همه دنیات و به یه گوشه لبخندش نمی دم وقتی هست تازه احساس می کنم که هستم نفس می کشم پی نفس هاش برایه ثانیه هاو دقایقی که می گذرند هرچی اشک می ریزم بی فایده است خودت حالی شون کن که چقدر برام بی اهمیت هستن بهشون بگو که نمی خواد بگن وقت تمومه اگه وقتی هم تموم باشه من و اون برایه دهن کجی به اونا قرارمون باهم خاموش شدنه نمی توننن یادمون و از بین ببرن چه خوش خیال هستن
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
جیره ی سیگارم را بدهید! و تنهایم بگذارید !!!! در من تیمارستانی قصد شورش دارد...
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
تولد انسان روشن شدن کبریتی است و مرگش خاموشی آن! بنگر در این فاصله چه کردی؟!! گرما بخشیدی...؟! یا سوزاندی...؟!!
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
من گمان می کردم رفتنت ممکن نیست .. رفتنت ممکن شد حال باورش ممکن نیست ..
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
یکی بیاید دست این خاطره ها را بگیرد ببرد گردش .. کلافه کرده اند مرا، بس که نق می زنند به جانم ..
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
از روزی که نامتـــ ملکه ی ذهنمـــ شد، احساســ می کنمــ جمجمه امـــ با شکوه ترینـــ امپراتوری دنیاستـــ.......