❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
گاه همه چیز ساده اغاز میشود گاه همه چیز آرام آغاز میشود و گاه همه چیز ساده و ارام به پایان میرسد، بی آنکه بدانیم چرا؟ راستی چـــــرا ؟
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
از عشق گفتم تو مدل ماشینم را پرسیدی من از محبت گفتم تو محل زندگیم را پرسیدی من از دوست داشتن گفتم تو وضعیت حسابِ بانکیم را جویا شدی من از ارزش ها گفتم،ارزش هایی که قیمت ندارند،امّا تو تو قیمت ارزش ها را با آهن و کاغذ برابر کردی . . . لعنتــــــــــــــــــي....
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
شب که می شود بساطِ رویا می گستراند خیالت در دلم و تا گرگ و میش چشمها مرا با قطار آرزو ها راهی تو می کند از سد حادثه ها می گذراند و مرا تا ایستگاه آخر که آن را عشق خوانند مسافر می کند و در آن ایستگاه متروک تا سقوط خورشید صدای پای تو را انتظار می کشم...
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
میدانی... بعضـی ها را هرچه قدر بـخوانی ... خسته نمیشوی ! بعضـی ها را هرچه قدر گوش دهی ... عادتــــ نمیشوند ! بعضـی ها هرچه تکرار شوند ... باز بکرند و دستــ نـخورده ! دیده ای ؟! ... ... شنیده ای ؟! بعضـــی ها بی نهایتـــ ــ ـند ! مـــــثل مـــــادر
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
یـادمـــــ تـو را فـرامـوشــــــ نمـی شـود انـگـار ! خـواهـشــــا بـیــا و بـا خـود ببـر یـادتــــــ را ...!
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
هــی آدم دلــش میــخواهـد کفــش هاش را دربیــاورد ، یواشکی نوک پـــا , نوک پــا ... ... از خودش دور شــود ، دور دور دور ........
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
و هـَمین روزمــرگــے هاسـت .. حاشیــه ســازِ لبخنـــدهــامان تـو امـــــا ٬ از آنِ هر لــحظـه مـی شوی قــلم میـــزنــے .. تــراژِدی هایِ تَــمـــام روزگــارم را !
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
تو را طلب نمیکنم...نه اینکه بی نیازم ... صبورم.. "
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
خدایا من و با بهشت و جهنمت تهدید نکن! من که با همون یک کاسه ماست وسط سفره ی تو عاشقت شدم . . . با اینکه گاهی تحویلم نمیگیری اما دستت تو دستمه . . ... . دیوووونت هستم ! من همچنان کنار ساحل دلت عاشقانه نشسته ام من از بغل تو جایی نمیرم . . . مرا دررررریاب مهرررررربون
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
ساکت نیستم... لبهایم هم نسوخته است... تنها تمام ِ من... تاول زده از آشی که نخورده ام ...!