❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
چه دردی است در میان جمع بودن ولی در گوشه ای تنها نشستن برای دیگران چون کوه بودن ولی در چشم خود آرام شکستن برای هر لبی شعری سرودن ولی لب های خود همواره بستن به رسم دوستی دستی فشردن ولی با هر سخن قلبی شکستن به نزد عاشقان چون سنگِ خاموش ولی در بطن خود غوغا نشستن به غربت دوستان بر خاک سپردن ولی در دل امیدِ خانه بستن به من هر دم نوای دل زند بانگ چه خوش باشد از این غمخانه رستن
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
من پشت کردم به همه دنیا تا روبه تو سجاده بندازم............
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
در دیروز خود گم شده ایم
امروزمان را می بازیم تا فردایمان را ببریم...
و فردا باز احمقانه برای دیروز خود حسرت می خوریم...
و این است فلسفه ی در جا ماندنمان...!!
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
وقتی صدای خرد شدنت زیر پای عابران قشنگ ترین صدای پاییز است دیگر چه فرقی می کند برگ سبز کدامین درخت باشی.
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
عاشق ها آدمای متوسطی هستم که با تعریف کردن از هم خودشونو بزرگ می کنن
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
اگه زندگی فقط درباره ی مرگ باشه،دیگه زندگی نیست
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
سلاااااااااااااااااااااااااام...
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
13yeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeee
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
عشق نایافتنی ست ، پیش آمدنی ست ، پس به مهبانوی پاییز خبر دهید : به بهار غریبانه بمان ، تا او خود به دیدارت آید
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
اين يک داستان واقعي است که در ژاپن اتفاق افتاده. شخصي ديوار خانه اش را براي نوسازي خراب مي کرد. خانه هاي ژاپني داراي فضايي خالي بين ديوارهاي چوبي هستند. اين شخص در حين خراب کردن ديوار در بين آن مارمولکي را ديد که ميخي از بيرون به پايش فرو رفته بود. دلش سوخت و يک لحظه کنجکاو شد. وقتي ميخ را بررسي کرد متعجب شد؛ اين ميخ ده سال پيش، هنگام ساختن خانه کوبيده شده بود!!! چه اتفاقي افتاده؟ در يک قسمت تاريک بدون حرکت، مارمولک ده سال در چنين موقعيتي زنده مانده!!! چنين چيزي امکان ندارد و غير قابل تصور است. متحير از اين مساله کارش را تعطيل و مارمولک را مشاهده کرد. در اين مدت چکار مي کرده؟ چگونه و چي مي خورده؟ همانطور که به مارمولک نگاه مي کرد يکدفعه مارمولکي ديگر، با غذايي در دهانش ظاهر شد!!! مرد شديدا منقلب شد. ده سال مراقبت. چه عشقي! چه عشق قشنگي!!! اگر موجود به اين کوچکي بتواند عشقی به اين بزرگي داشته باشد پس تصور کنيد ما تا چه حد مي توانيم عاشق شويم، اگر سعي کني
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
آدمای دوروبرم همش دنبال مچ گیری از منن خسته شدم از آدما!!! قربون خدا برم با اینکه میتونه هر لحظه مچمو بگیره بجاش دستامو میگیره!!!