دیشب خیلی گشنم بود بعدم ساعت 11 شب بود!بعد رفتم به مامانم گفتم خسته نباشی!گفتش: سلامت باشی پسر گلم!دو دقیقه بعد رفتم بهش گفتم خسته نباشی واقعا!گفت: سلامت باشی پسر گلم!گفتم مامان گشنمه!گفت امروز خسته بودم شام درست نکردم برو خودت یه چیزی بخور!من گفتم چیزی نداریم که بخورم!گفت برو از سر کوچه یه چیزی بخر بخور!گفتم پول بده برم بخرم!گفت: برو سر کار پول در بیار برو سر کوچه یه چیزی بخر بخور! من بعد رفتم تو اتاقم دوباره دو دقیقه بعد اومدم دیدم رفته خوابیده!همچنان منگرفتار شدیم بخداااااااا
وقتی داری با یکی درد و دل میکنی، اگه طرف گفت «اینکه چیزی نیست...»، دورخیز کن و با آرنج راستت بزن تو چشم چپش تا مغزش از گوش راستش بریزه بیرون، تا اومد چیزی بگه، بگو اینکه چیزی نیست، با آرنج چپت بزن تو چشم راستش تا مغزش از گوش چپش بزنه بیرون....
امروز سر کلاس هندسه نشسته بودیم...معلممون گفت: این سوال همیشه تو امتحان میاد...یکی از بچه ها گفت: یعنی همین جوری میاد همیشه؟ معلممون گفت: پـَـَـ نــه پـَـَــــ موهاشو فشن می کنه میاد..
محصولی که ایرانیا بسته بندی کرده باشن یا بازِ یا کلا باز نمی شه !! چی بگم والا 1 ساعت با بسته بیسگوییت درگیرم از این بیسکویت ساقه طلایی های کرم دار!!!! والااااااااا
غضنفر سر مرز يه عراقيه رو اسير ميگيره. همينجور كه داشته ميبردتش، يه دفعه يه خمپاره ميخوره بغلشون دست عراقيه كنده ميشه. عراقيه ميگه: بگذار من اين دستمو بندازم تو كشور خودم. غضنفر دلش ميسوزه، ميگه باشه. يكم ديگه ميرن، دوباره يه خمپاره ميخوره اون يكي دست عراقيه هم كنده ميشه. باز عراقيه ميگه بگذار من اين دستم رو هم بندازم تو وطن خودم، غضنفر هم ميگه باشه. بعد يه تركش ديگه ميخوره پاي عراقيه هم كنده ميشه، ورش ميداره ميندازه اونور مرز. يه دفعه غضنفر تفنگ رو ميذاره روشقيقه يارو ميگه: هوي! فكر نكن من نميفهمم، كم كم داري فرار ميكنيها!!!
هیچ جاش نکته انحرافی بود
14 سال و 10 ماه و 20 روز و 10 ساعت و 2 دقيقه قبلهمون 2 تا رو هم پاک کنی بهتر هم میشه
چون اصن به مضمون جمله نمیخوره
14 سال و 10 ماه و 20 روز و 10 ساعت قبلباشه
14 سال و 10 ماه و 20 روز و 9 ساعت و 58 دقيقه قبلآفرین
14 سال و 10 ماه و 20 روز و 9 ساعت و 54 دقيقه قبل

14 سال و 10 ماه و 20 روز و 9 ساعت و 52 دقيقه قبل