دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

leila
زن - متاهل
امتیاز: 2827.9

دنبال‌شدگان

(103 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(273 کاربر)

گروه‌ها

(6 گروه)

بازدید

alioof
alioof

عشق گاهی هجرت از من تا ما شدن عشق یعنی با تو بودن ما شدن عشق گاهی بوی رفتن می دهد صوت شبناک تو را سر می دهد عشق گاهی نغمه ای در گوش شب عادتی شیرین به نجوای دو لب عشق گاهی می نشیند روی بام گاه با صد میل می افتد به دام عشق گاهی سر به روی شانه ای اشک ریز آخر افسانه ای

این ارسال را بازنشر کرده است.
alioof
alioof

كاش در دهكده عشق فراواني بود توي بازار صداقت كمي ارزاني بود كاش اگر گاه كمي لطف به هم مي كرديم مختصر بود ولي ساده و پنهاني بود كاش به حرمت دلهاي مسافر هر شب روي شفاف ترين خاطره مهماني بود كاش دريا كمي از درد خودش كم مي كرد قرض مي داد به ما هر چه پريشاني بود كاش به تشنگي پونه كه پاسخ داديم رنگ رفتار من و لحن تو انساني بود مثل حافظ كه پر از معجزه و الهامست كاش رنگ شب ما هم كمي عرفاني بود چه قدر شعر نوشتيم براي باران غافل از ان دل ديوانه كه باراني بود كاش سهراب نمي رفت به اين زودي ها دل پر از صحبت اين شاعر كاشاني بود كاش دل ها پر افسانه نيما مي شد و به يادش همه شب ماه چراغاني بود كاش اسم همه دختركان اينجا نام گلهاي پر از شبنم ايراني بود كاش چشمان پر از پرسش مردم كمتر غرق اين زندگي سنگي و سيماني بود كاش دنياي دل ما شبي از اين شبها غرق هر چيز كه مي خواهي و مي داني بود

این ارسال را بازنشر کرده است.
leila
leila

هر زمان شايعه اي راشنيديم و يا خواستيم شايعه اي را تکرار کنيم اول سه پرسش زیر را پاسخ گوییم! ..............................

leila
leila

وقتی تو نیستی نگاهم حوصله نمی کند پایش را از چشمم بیرون بگذارد

leila
leila

موج جنون، از بی كران هستی، عزم ساحل امّید می كرد. موج رقصش، دل دریا را می شكافت و طوفانی به پا می خاست. آرزوی وصال داشت و نغمه ی پرواز. همه تن، عشق بود و همه سر، رفتن. پای در گرداب و چشم در راه. مجنون، در سیاهی چشمان لیلی آواره بود و زورق شكسته و طوفان زده ی دل، امّیدوار به آغوش گرم ساحل. ساحل عشق اما از سنگ بود و سر می شكست

leila
leila

ما واسه صداهای کاملا مشابه، حروف مختلف داریم............................................

leila
leila

معلم گفت: بنويس "سياه" و پسرك ننوشت................

leila
leila

گذار عشق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو با کسی

leila
leila

نگاهي به درخت ســـيب بيندازيد. شايد پانـــصد ســـيب به درخت باشد که هر کدام حاوي ده دانه است. خيلي دانه دارد نه؟ ممکن است بپرسيم «چرا اين همه دانه لازم است تا فقط چند درخت ديگر اضافه شود؟» اينجا طبيعت به ما چيزي ياد مي دهد. به ما مي گويد: «اکثر دانه ها هرگز رشد نمي کنند. پس اگر واقعاً مي خواهيد چيزي اتفاق بيفتد، بهتر است بيش از يکبار تلاش کنيد.»

leila
leila

تمام گذشته هاي تو را ديگران بر تو تحميل كرده اند ، پس خوب و بد آن مهم نيست . نكته مهم آن است كه به ياد داشته باشي كه اين كشف تو نبوده ، تمام آن عاريه اي بوده است ؛ دست دوم و سوم است ... بايد از شر آن تمام و كمال خلاص شوي

leila
leila

انكار هميشه موجب تنش است . بپذير . اگر آسودگي مي خواهي ، پذيرش هميشه راه حل است . هر چه در پيرامون تو رخ مي دهد ؛ بپذير

leila
leila

چنین نقل شده که مریدی نزد مرشد باقی بالله رفت و گفت:« من این بیت معروف مرشد حافظ که می گوید : " به می سجاده رنگین کن، گرت پیر مغان گوید " را خوانده ام، ولی مشکلی دارم.» باقی بالله گفت:« مدتی از پیش من برو و من موضوع را برایت روشن خواهم کرد.» پس از مدت زمانی مرید نامه ای از پیر دریافت کرد که می گفت: « تمام پولی را که داری بردار و به دربان هر فاحشه خانه ای که می دانی بده.» مرید گیج شده بود و برای مدتی فکر کرد که این مرشد باید قلابی باشد.پس از چند روز که با خودش کشتی گرفت، به نزدیکترین فاحشه خانه رفت و تمام پولی را که داشت به دربان آنجا داد.دربان گفت: « برای چنین پولی، من باید قشنگترین جواهر مجموعه ی خودمان را به تو تقدیم کنم.» وقتی مرد وارد اتاق شد، زنی که در آنجا بود گفت:« من دوشیزه هستم. مرا با فریب به این خانه آورده اند و مرا با زور و تهدید در اینجا نگه داشته اند. اگر حس عدالت خواهی تو از دلیلی که برایش به اینجا آمده ای، قوی تر است؛ به من کمک کن تا فرار کنم.» آن وقت مرید معتای شعر حافظ را درک کرد :به می سجاده رنگین کن گرت پیر مغات گوید

leila
leila

شب استُ گردباد چشمانت در خواب دلم می پیچد پر می شوم از خیال آغوشت پلکم از تو بوی گل می گیرد آب می پاشم از گلاب دلم راه را پل می زنی به تنم حدیث برکه و ماه را

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

خدایا ... به درگاهت در آستانه حلول ماه مبارک رمضان , مداوم و ملتمسانه دعا میکنم , آنقدر دوستانم را زیبا بنویس تا من جز شادی و لبخند از آنها چیز دیگری نبینم ... !

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
leila
leila

طرف ميره نونوايی ، يه 5 ريالي ميده به نانوا ، نانوا ميگه : 5 ريالی كه نون نميشه ! طرف ميگه : صداشو در نيار من ماكسی ميليانوس هستم !