دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

leila
زن - متاهل
امتیاز: 2827.9

دنبال‌شدگان

(103 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(273 کاربر)

گروه‌ها

(6 گروه)

بازدید

leila
leila

وشبختی بر سه ستون استوار است: فراموش کردن غم های گذشته، فراموش نکردن عبرت های گذشته، غنیمت شمردن حال و امیدوار بودن به آینده

leila
leila

گفتی قدرت را نمی دانم مهربانیت را جیره بندی کردی روزی یک لبخند هفته ای یک دوستت دارم گفتم:واقعا داری؟ گفتینمی دانم)!!!!

leila
leila

"داستان زندگي خارپشتها":

leila
leila

بعد از تـــــــو،،، جـــواب همــــه دوستــــت دارم هـــــا... مرســــــی شـــد...

leila
leila

آموختيم با عشق هم معجزه اتفاق مي افتد هم گناه............

leila
leila

ما به هم دروغ گفتیم نه من در ایستگاه منتظر تو بودم و نه تو برایم دست تکان دادی قطاری که تو را آورد مرا با خود برد

leila
leila

شب که می شود نبودن هایت را زیر بالشم می گذارم و شجاعت خود را زیر سوال می برم ... دوام می آورم تا فردا ؟؟

leila
leila

قرار ما، غروب خاکستریِ یکی از همین چندشنبه های لعنتی، کنار همان نیمکت سیمانی؛ تا آن وقت، من هم هر شب پشت خوابگاه، همه ی سیگارهای جهان را دود میکنم... آتش به آتش.......

leila
leila

نگران نباش... حال دلم خوب است آرام ... گوشه اي نشسته و روياهايش را به خاك ميسپارد

leila
leila

بچه که بودم بستنی ام را گاز می زدند...قیامت بپا می کردم. چه بیهوده بزرگ شدم... روحم را گاز می زنند...و می خندم

leila
leila

زمان،طولانی می شود برای کسانی که غصه دارند،کوتاه می شود برای کسانی که شاد هستند،دیر می گذرد برای کسانی که منتظر هستند،زود می گذرد برای کسانی که عجله دارند،اما ابدی می شود برای کسانی که عاشق هستند....

leila
leila

هزار بار دیگر هم که از شانه‌ای به شانه‌ی دیگر بغلتی ،این شب صبح نمی‌شود وقتی دلت گرفته باشد

leila
leila

دیوانه ام ... کم دارم.دو تخته...که زیر سر تو بگذارم.موهایت را به آن،با فاصله ببندی تا من گیتار به دست ِدیوانه ای باشم..که سمفونی خنده هایت را به بتهوون فخر بفروشم

leila
leila

من تشنه ام آتشم... آن اقيانوس را در جانم سراريز كن! آن آتشفشان ديوانه را زنجير از دهانش برگير و همه را يك جا بر سرم بريز! بگذار بسوزم! بگذار در آن آتش هاي سيال بگدازم! مترس...! آن همه را اين همه در سينه ات پنهان مكن! به جان من بريز! اين همه در انديشه ي سلامت و راحت من مباش! مي خوام در آن چه تو مي گدازي، بگدازم. بگو،بريز،دهانت را بگشاي اي قله ي سنگي آتشفشان! خاموشي تو مرا در كنارت بيشتر مي گدازد... من ديگر تحمل ندارم آن زندان بزرگ را بشكن...

leila
leila

گفته بودی گنج در ویرانه هاست ، راست گفتی ، چون وجودت در دل ویران ماست . .