دلم نه نوشتن میخواد نه گفتن! دلم یه باغِ میخواد و یه آلاچیق. یه من که زیرِ آلاچیق نشسته و از سرما پتو پیج شدهُ و یه کلی لیوان لیوان چایی نبات ُ یه .... یه .... یه یه نفری که بشینه کنارمُ تا خوده خروس خون برام حرف بزنه! منم دست زیره چونه و پاها جمع توی بغل گوش بدمُ گوش بدمُ و گوش بدم ...