ツ liDa ツ
وقتي بچه هستيم مي گن بچه است،نميفهمه وقتي نوجوان هستيم ميگن نوجوانه،نمي فهمه وقتي جوان هستيم مي گن جوونه و خامه، نميفهمه وقتي بزرگ مي شيم مي گن داره پير مي شه،نميفهمه وقتي هم پير مي شيم مي گن پيره حاليش نيست،نميفهمه ... فقط وقتي مي ميريم ميان سر قبرمون وميگن، "عجب انسان فهميده اي بود"
ツ liDa ツ
مرداب به رود گفت : چه کردی که چنین زلالی؟!! پاسخ شنید : گذشتم...!
ツ liDa ツ
عشق یک چرخه است: وقتی عاشق می شوید، صدمه می بینید. وقتی صدمه می بینید، متنفر می شوید. ... ... وقتی متنفر می شوید، سعی می کنید فراموش کنید. وقتی سعی می کنید فراموش کنید، دل تنگ می شوید. وقتی دل تنگ می شوید... در نهایت دوباره عاشق می شوید
ツ liDa ツ
چقدر سخته....بعد از پشت سر گذاشتن کلی خاطره قشنگ با بی اعتنایی و بی تفاوتی بهت بگه :هرجور راحتی،کسی مجبورت نکرده بمونی....
ツ liDa ツ
از "جا" ماندن دلم باکی نداشتم...ترسم از امروز بود که دلم "وا" ماند...
ツ liDa ツ
صبر کن....برگرد.... چمدانهایمان اشتباه شده است.... "دلم " را به جای خاطراتت بردی....
ツ liDa ツ
عبور تو از حوالی چشم های من تنها اتفاق غیر منتظره ی زندگیم بود چراکه من همیشه منتظر نیامدنت بودم ... !
ツ liDa ツ
گاهی یاد کن مرا.... من همانم که اگر ساعتی از من بی خبر بودی آسمان را به زمین می دوختی....
ツ liDa ツ
چیزیم نیست خرد و خمیرم فقط همین کم مانده است بی تو بمیرم فقط همین از هرچه هست و نیست گذشتم ولی هنوز در عمق چشمهای تو گیرم فقط همین
ツ liDa ツ
تردیدها به ما خیانت می کنند تا به چیزهایی که لیاقتش را داریم نرسیم....
ツ liDa ツ
دلگیر نباش ، تقصیر از خودت بود ! دسته کلید علاقه که گم شد ، باید عوض میکردی قفل تمام آرزو ها را....
ツ liDa ツ
سرگذشتمان چنین بود ما به دنیا آمدیم دنیا به ما نیامد…
ツ liDa ツ
تنها بودن قدرت میخواهد و این قدرت را کسی به من داد که روزی میگفت: (تنهایت نمیگذارم)
ツ liDa ツ
نه مهربانی تو را میخواهم ، و نه دلسوزی های تو را نمیبخشم آن قلب بی وفای تو را بگذار در حال خودم باشم به تنهایی بیشتر از تو ، نیاز دارم پس بگذار با تنهایی تنها باشم در خلوت خویش با غمها باشم نمیخواهم دوباره بازیچه دست این و آن باشم
ツ liDa ツ
دل اگر بستی ، محکم نبند ، مراقب باش گره کور نزنی ، او میرود ، تو میمانی و یک گره کور