ツ liDa ツ
مدت هاســـــت مجازی مۓ خندیمـــــــ........ مجازۓ شادیمـــــــ........ مجازۓ عاشق میشیمـــــــ.......... مجازۓ همدیگه رو دلدارۓ میدیمـــــــ.......... اما واقعۓ تنهاییـــــم! واقعۓ درد مۓ كشیمـــــــــ......... واقعۓ از عشق هاۓ مجازی لطمه مۓ بینیمــــــــــ..........!!
ツ liDa ツ
ای روزگــــــــار.... مــــن راه هــــای نـــرفتــــه ، بسیـــــــــار دارم . امــــا بـــا تـــو یـکـی زیـــادی راه آمــــده ام ..
ツ liDa ツ
آخر ِ قصه مرا دستهای تو خواهد نوشت! مطمئن باش! هیچکس نمی تواند راه خیال تو را، در عبور از خاطر من سد کند! هیچکس نمی تواند راه ِ زمزمه تو را، در عبور از زبان من سد کند! هیچکس نمی تواند...
ツ liDa ツ
لااقـل
رد که می شوی
بی هوا بگو : دوستت داشتم !!
و تا برگشتم
لا به لای ِ جمعیّت
گُــم شده باش !!!
ツ liDa ツ
گاه در زندگی، موقعیت هایی پیش میآید که انسان باید تاوان دعاهای مستجاب شده خود را بپــردازد.
ツ liDa ツ
گاهيــ ـ عميقـا مايلمـ "ماهيــ ـ" باشمــ!! ماهيــ ـ حافـظـه اش هشتــ ثانيه استــ ؛ بيــ ـ هيـچــ "خاطرهــ ـ " اي....!!!!..
ツ liDa ツ
در روزگاری که خنده ی مردم از زمین خوردن توست، پس برخیز تا چنین مردمی بگریند ...
ツ liDa ツ
تـلـخ و مغـ ـرور ڪـہ مـے شـوے دلـشـورهـ هـایـم غـلـیـظ تــر مـے شود... اما براے مــن حتـے وقتـے تـرش میکنـے از ـهمیـشـه شیــرین ترے
ツ liDa ツ
چه داروی تلخی است وفاداری به خائن، صداقت با دروغگو، و مهربانی با سنگدل ...
ツ liDa ツ
دارم به این فکر میکنم که من کیم؟ خیلی وقته دیگه خودمو نمیشناسم.....حدودا 2 سال پیش....همون وقتی که بهم گفتی تو به درد من نمیخوری.....!!!
ツ liDa ツ
هـر چيزے زمـانے دارد نفسمـ هـمـ كهـ باشے دير برسے مـن رفتــــهـ امـ .. درد دلهـــایت را به هیچ کس نگــــو چــــون یـــاد مے گیـــرند چگـــونه دلــت را به درد آوردند...!
ツ liDa ツ
میشه مثل یه قطره اشک....
بعضی رو از چشمات بندازی
ولی هیچ وقت نمیتونی.....
جلوی اشکی رو بگیری که با رفتن بعضی ها
از چشمات جاری میشه.....
ツ liDa ツ
آنقدر مرا سرد کرد از خودش ... از عشق .... که حالا به جای دل بستن یخ بسته ام !!!!!! آهای !!!! روی احساسم پا نگذارید .... لیز میخورید !!!
ツ liDa ツ
تــ ـ ـ ــو مے رو ے و مـטּ فـقـط تـمـاشـایـﭞ مـے کـنـم نـﮧ اینکـﮧ بے تـفـاوﭞ بـاشـم نـﮧ !! ولـے مے دانم آنـکـﮧ خـیـال ِ رفـتـن دارد عـاقـبـﭞ خـواهـد رفـﭞ نـﮧ بـا اصـرار مے مـانـد نـﮧ بـا اشـک نـﮧ بـا دُعــآ و نـﮧ ... تـ ـ ـ ـو می رو ے و مـטּ بـﮧ فرداهاے ِ سختـے فکـــر مـے کنم کـﮧ بے تو بـایـد بـگـذرد ... تـ ـ ـ ــو مے رو ے و مـטּ ...
ツ liDa ツ
عشق را نمی شناسیم نه اینکه از لیلی بوئی نبرده ایم مجنون را نیاموخته ایم ای کاش میدانستم خاتون اول به جادوی کدام شوق تنگ خویش را شکست