linda
شیشه نازک احساس مرا دست نزن ! چِندشم می شود از لک انگشت دروغ !!! آن که میگفت که احساس مرا می فهمد … کو کجا رفت ؟ که احساس مرا خوب فروخت !
linda
دیگه ناراحت نیستم وقتی با کَس دیگری می بینمت!!! چون تو؛ پَس مانده ی منی ....!
linda
این روزها عده ای جوری زیرآبی میرن که دلت میخواد بهشون بگی....من نگاه نمیکنم.یه لحظه بیا بالا خفه نشی
linda
زلال که باشی سنگهای کف رودخانه ات را می بینند ، بر می دارند و نشانه می روند درست به سوی خودت .
linda
مانند شیشه شکستنـــــم آسان بـــود ولی دیگـــر به مــن دست نزن این بار زخميت خواهم كرد
linda
نگران نباش ، نفرینت نمیکنم ! همین که دیگر جایت در دعاهایم خالیست ، برایت کا[!]ت !!!
linda
کوچه های قدیمی راباریک میساختند تاآدمها بهم نزدیک شوند حتی دریک گذر،اکنون چه آواره ایم دراین همه اتوبان سرد
linda
غیرت دارم روی خاطراتمان برای کسی تعریفشان نمی کنم توفقط مردباش انکارشان نکن!!!!!!!!!!
linda
کنارت که هستم عمیق تر نفس میکشم...هوای با هم بودنمان را میبلعم...مبتلاتر میشوم
linda
مانند شیشه شکستنـــــم آسان بـــود ولی دیگـــر به مــن دست نزن این بار زخميت خواهم كرد...
linda
هوا خوب و بدش فرقی نداره ! به هوای تو نفس میکشم هنوز!