lionel
هـمـش کـــه نبایـد تــو روزای سختـــ یـاد خــدا کنــی کــه !
گاهــی وقتــی همـه چــی مرتبـه
وقتــی همـه چــی آرومـه
وقتــی اونــی کـه بایـد باشـه هستــــ
بایــــد ازش تشکـر کنــی
بایـــد داد بزنــی بگـــی :
خدایـا شـکرتــــــــ . . .
lionel
این روزها آب وهوای دلم آنقدر بارانی ست که رخت های دلتنگیم را فرصتی برای خشک شدن نیست
lionel
به دلتنگی هایمـــ دست نزن می شكند بغضــمـــــ یك وقت !! آنگاه غرقـــــ می شوی در سیلابـــــ اشكهایی كه بهانه ی روانــــــ شدنش هستی !! . . .
lionel
سخته وقتی میدونی سختیا با بودن یکی دیگه , دیگه سختی نیست و اون نیست . رفت خیلی راحت رفت صدای قلبمم نشنید صدای خورد شدنشو شایدم چون برگای پاییزی زیر پاش بود صدا رو نشنید شاید دلیل نشنیدنش فریاد های من بود که میگفتم نرو شاید چون……. شاید……. تو بگو دلیلشو دلیلی داری برای گفتن؟ برای رفتن . برای شکستن یه احساس . یه باوری که ترک برداشت….. شاید ندونستن دلیلش برام بهتر باشه
lionel
گـــاهی بـاید به دور خـود یک دیــوار تنهایی کشید نـه بـرای اینکه دیگران را از خـودت دور کنی نه…. بلکـه بـرای اینکه ببینی برای چه کسانی اهمیت داری که این دیوار را بشکنند!
lionel
چه موجود عجیبی است این انسان! وقتی صدایش می کنی، نمی شنود. وقتی به دنبالش می روی، نمی بیند. وقتی دوستش داری، به فکرت نیست. اما….
lionel
من در نیمه های راه همچنان ایســتاده ام ! راهِ من جــــدا شده اما هنـــوز سوسوی بازگشت قلــــبِ مرا میلـــــرزاند من باز هم ســـــرگردانم !
lionel
خرد تا به زنان می رسد ، نامش مکر می شود !! و مکر تا به مردان می رسد نام عقل می گیرد!! درخواست توجه به زنان که می رسد نامش حسادت می شود! و حسادت تا به مردان می رسد می شود غیرت
lionel
شاید آرام تــــــر میـــشدم
فقطـــ و فقطــــــ ....
اگر میفهمیــــدی...
شعرهایمــــــــ به همین راحتیــ که میــــ خوانی
نوشتــــه نشده انــــد..
lionel
مـثـل ِ تـــار ِ مــوهـــایـش .. ایـن بـــار دوسـتـت دارم هـــایـــم را پـشـت ِ گـوشـش انـــداخـــت … و … رفــت !
lionel
حرفی نیست... خودم سکوتت را معنی می کنم کاش می فهمیدی گـاهی همین نگاه سردت... روی زمستان را هم كم می كند!!!
lionel
خيــــال ميکــــردمـ عشـــق عـــــــروسکـي اسـت کــه ميتــوان بـا آن بــازي کــــــرد ولــــي افســوس اکنــــون کــــه معنــــي عشـق را درک کــــرده امـ فهميـده امـ کــــه خـــود عـــــروسکـي هستــمـ بـازيچــــه دسـت ســــرنوشـت
lionel
میرم یه جای دور و خلوت میشینم روی یه بلندی غرق میشم توی خاطراتم خاطراتی که اندازه یه دفتر n برگه نسیم سردی به صورتم میزنه می پیچه لابه لای دفتر خاطراتم ورق میخوره یادم میاره روزای شیرین رو روزای پر از عشق و دوست داشتنم رو ....بان یکیه
lionel
ما که آدمیم اینقد مشهور نیستیم که خر مشهوره!!!! یکی زیاد میخونه:خرخونه! یکی زیاد شانس داره:خرشانسه! یکی زیاد کیف میکنه:خر کیف میشه! خدایا تو که خر رو اینقد با شکوه آفریدی یکیشم به ما بده باهاش بخونیم ببریمش سر جلسه کنکور شانس بده نتیجش که اومد باهاش کیف کنیم