چترها را ببندیم ، به ضیافت قطره های پاک باران برویم و بگذاریم باران گناهانمان را پاک کند و بشوید.نگاه خسته مان را زیر باران تازه کنیم چرا که فردا طلوع پاک رویاهاست.
چترهارا ببندیم باران زیباست...!
و بی تو لحظه ای حتی دلم طاقت نمی آرد / و برف نا امیدی بر سرم یکریز می بارد چگونه بگذرم از عشق ، از دلبستگی هایم ؟ / چگونه می روی با اینکه می دانی چه تنهایم ؟
کاش وقتی زندگی فرصت دهد گاهی از پروانه ها یادی کنیم ... کاش بخشی از زمان خویش را وقف قسمت کردن شادی کنیم ... کاش گاهی در مسیر زندگی باری از دوش نگاهی کم کنیم ... فاصله های میان خویش را با خطوط دوستی مبهم کنیم... کاش وقتی آرزویی میکنیم از دل شفاف مان هم رد شود مرغ آمین هم از آنجا بگذرد حرف های قلبمان را بشنود ...