*** عـ ـلـ ـي ***
جوانی با چاقو وارد مسجد شد و گفت : بین شما کسی هست که مسلمان باشد ؟ همه با ترس و تعجب به هم نگاه کردند و سکوت در مسجد حکمفرما شد ، بالاخره پیرمردی با ریش سفید از جا برخواست و گفت : آری من مسلمانم جوان به پیرمرد نگاهی کرد و گفت با من بیا ، پیرمرد بدنبال جوان براه افتاد و با هم چند قدمی از مسجد دور شدند ، جوان با اشاره به گله گوسفندان به پیرمرد گفت که میخواهد تمام آنها را قربانی کند و بین فقرا پخش کند و به کمک احتیاج دارد ، پیرمرد و جوان مشغول قربانی کردن گوسفندان شدند و پس از مدتی پیرمرد خسته شد و به جوان گفت که به مسجد بازگرد و شخص دیگری را برای کمک با خود بیاورد جوان با چاقوی خون آلود به مسجد بازگشت و باز پرسید : آیا مسلمان دیگری در بین شما هست ؟ افراد حاضر در مسجد که گمان کردند جوان پیرمرد را بقتل رسانده نگاهشان را به پیش نماز مسجد دوختند ، پیش نماز رو به جمعیت کرد و گفت : چرا نگاه میکنید ، به عیسی مسیح قسم که با چند رکعت نماز خواندن کسی مس%
*** عـ ـلـ ـي ***
توسط موبایل
اونایی که آهنگ های شادمهر عقیلی و مجید خراطها و مجید یحیایی رو میخوان از طریق پیام خصوصی بهم اطلاع بدن...
*** عـ ـلـ ـي ***
توسط موبایل
چجوری میشه از دست فیدهای خارجی (RSS) خلاص شد؟
*** عـ ـلـ ـي ***
توسط موبایل
سیلللللام... صبح دوستان بخیر... دماغا چاقه؟
*** عـ ـلـ ـي ***
توسط موبایل
دوستان عزیز شب بر همگی خوش...
*** عـ ـلـ ـي ***
از مسافرت اومدیم میبینم ماهی از تنگش افتاده بیرون،داداشم میگه یعنی مرده؟میگم په نه په دوگانه سوزش کردم با هوا هم کار میکنه
*** عـ ـلـ ـي ***
رفتیم اژانس مسافرتی بلیت کانادا بگیریم خانومه میپرسه سیاحتیه؟میگم په نه په زیارتیه میخوایم بریم زیارت امامزاده ریچارد!!
*** عـ ـلـ ـي ***
من شمع جان گدازم ، تو صبح جان فزایی/ سوزم گرت نبینم ، میرم چو رخ نمایی/ نزدیک این چنینم ، دور آن چنان که گفتم/ نه تاب وصل دارم ، نه طاقت جدایی...
*** عـ ـلـ ـي ***
رابطه ها زمانی زیبا میشوند كه برای یاد كردن هیچ دلیلی جز "دلتنگی" نباشد
*** عـ ـلـ ـي ***
عشق واقعی را فقط می توان در چشمهای انسان عاشق دید. عشق نمی تواند حسد و غرور یا تشویش و نگرانی باشد عشق همان چیزی است که در اعماق قلب تو یافت می شود و اشتیاق کسی را دارد که قلب او نیز مشتاق توست.