narges
دلتنگ ِ ڪـسـے ڪـﮧ گردش ِ روزگارش بـﮧ مَــ ن ڪـﮧ رسید از حرڪـت ایستاد ! دلتنگ ِ ڪـسـے ڪـﮧ دلتنگـےهایم را ندید... دلتنگ ِ خودمـ خودے ڪـﮧ مدتهاست گم ڪـرده ام . . . !
narges
لحظه های با تو بودن … از عمرم حساب نمی شوند
از آخرتم حساب می شوند ، از بهشت . . .
narges
خـــــــــــــــودم را نــــــــمی رنجانم ... آنــــــــکه بودنم را قــــــــدر ندانست ... لایق حــــــــضور در فکـــــــــــرمم نیست .....
narges
بالشت خودم را ترجیح میدهم، چرا که شانه های امروزی مثل بالشت های مسافرخانه اند، خوب میدانم سرهای زیادی را تکیه گاه بودند!
narges
یادمان باشد ؛ در این گرانی ، احساس مان را خرج بی احساسی های کسی نکنیم که سرانجامش ورشکستگیست...
narges
زیادی صاف نباش... آدما تو جاهای صاف ؛ بیشتر لایی میکشن...
narges
خدا میشود بلیطم را پس بگیری . . . ؟ مقصد را اشتباه آمدم . . اینجا را نمی خواه
narges
بی انصاف با کدام لالایی وجدانت را خوابانده ای که اینچنین بیخیال ما شدی . . .
narges
قلب عزیز لطفا خفه شو و در همه کارها “دخالت” نکن ! همان کـه خون “پمپاژ” کنی کا[!]ت اگر هم “خسته” شدی اجباری نیسـت به کار . . .
narges
اینجا زمین است ! هیچ چیز عجیب نیست !! آدم ها آرزوهایت را مثل سیگار دود میکنند و به و به آسمان میفرستند . . .
narges
آهسته گفت: خدانگهدارت و در را بست و رفت ... آدمها چه راحت مسئولیت خودشان را به گردن "خدا" مى اندازند...!