یه جفت جوراب داشتم, خیلی باهم معاشرت داشتیم توی دوران اوج رابطه مون یه لنگه اش گم شد... امروز کشومو ریختم بیرون, یهو دیدم اون تــَــه زُل زده تو چشمام!!!! گفتم : کجا بودی لوتــــــــــی؟!؟!؟گفت : باس یه مدت با خودم خلوت می کردم, ولی تمام این مدت بوی تو رو می دادم... بــــــوییدمش... همون لحظه فهمیدم خیلی مــَــــــــــــــــــــــرده! . سنگم بود با اون بو باید پودر میشد تا الان
فامیلمون یه اس.ام.اس فلسفی فرستاده بود؛ نمیدونم چی شد replay رو اشتباهی زدم اس.ام.اس خالی براش سند شد. جواب داد: دنیایی از حرفهای نگفته … مرسی! ینی یه آدم سالم دور و برمون نیست به خدا

14 سال و 1 ماه و 27 روز و 15 ساعت و 18 دقيقه قبلامشب انگار اصلا حااااال نداریا
14 سال و 1 ماه و 27 روز و 15 ساعت و 16 دقيقه قبلیخورده خسته هستیم چیه میخوای همیشه ابجیتو اذیت کنی سر به سرش بذاری
14 سال و 1 ماه و 27 روز و 15 ساعت و 13 دقيقه قبل


نزننننننننننن.......نخیرم
14 سال و 1 ماه و 27 روز و 15 ساعت و 8 دقيقه قبل
14 سال و 1 ماه و 27 روز و 15 ساعت و 2 دقيقه قبل