| آراـمــ د ُـختــ |
دنیای من اینجاست پشت دیوار خیال آسمان ، بی دغدغه می بارد و چتر ها چه بیکارند ... از آدمهای دو رو و دل سنگ دنیایم ، دلم سخت گرفت شاخه ای عاطفه مهمانم کن. طمع چشمه ی خورشید ندارم هرگز روزنه ای از نور برایم کا[!]ت. ابرها میدانند چشم سجاده ی من بارانیست و چه اندازه خدایم آبی ...