@•°o.O $ąℓʍą O.o°• بخاطر این نوع شببخیرت.....و نوشته تو من سیستم خاموش و دوباره روشن کردماگه منونمیشناسی بهتره درموردم بپرسی..من منظور نوشته هام یه نفره که خودشم فهمید....شما ازادی هرکاری میخوای انجام بدی
خاموش کردم توی لیوانت خدایم را
شبها بغل کردم به تو همجنس هایم را
رنگین کمان کوچکی بر روی انگشتم
در اولین بوسه خودم را و تو را کشتم
هی گریه میکردم به آن مردی که زن بودم
شبها دراکولای غمگینی که من بودم
و عشق یک بیماری بد خین روحی بود
تنهایی ام محکوم به [!] گروهی بود
سیگار با مشروب با طعم هم آغوشی
یعنی فراموشی فراموشی فراموشی
بعد از تو الکل خورد من را مست خوابیدم
بعد از تو با هر کس که بود و هست خوابیدم
بعد از تو لای زخم هایم استخوان کردم
با هر که میشد هرچه میشد امتحان کردم
تنهایی در جمع در تنهای تنهایی
با گریه و صابون و خون و تو خودارضایی
دل خسته از گنجشک ها و حوض نقاشی
رنگ سفیدت را به روی بوم پاشی
لیوان بعد قرص های حل شده در سم
باور بکن از هیچ دیگر نمی ترسم
پشت سیاهی های دنیامان سیاهی بود
معشوغه ام بودی و هستی و نخواهی بود
بعد از تو الکل خورد من را مست خوابیدم
بعد از تو با هر کس که بود و هست خوابیدم
بعد از تو لای زخم هایم استخوان کردم
با هرکه میشد هر چه میشد امتحان کردم