✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
کنار آشنایی تو آشیانه می کنم فضای آشیانه را پر از ترانه میکنم کسی سوال می کند به خاطر چه زنده ای و من برای زندگی تو را بهانه میکنم
✔کتــ☾ــے ...
یادته قول دادی پیشم بمونی قصه ی عشق زیر گوشم می خونی نمی دونست دل وا مونده ی من که تو رسم بی وفایی می دونی
✔کتــ☾ــے ...
از ته کوچه مرا میبینی میشناسیم و در می بندی شاید ای با غم من بیگانه بر من از پنجره ای می خندی
✔کتــ☾ــے ...
تو را روی گلبرگ ها می نویسم
در آغاز ،در انتها می نویسم
در آغاز دفترچه ی مشق هایم
تو را گر چه من بود ما می نوسم
✔کتــ☾ــے ...
باز من ماندم و خلوتی سرد خاطراتی زبگذشته ای دور یاد عشقی که با حسرت و درد رفت و خاموش شد در دل گور