✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
معلم پای تخته داد می زد صورتش از خشم گلگون بود و دستانش به زیر پوششی از گرد پنهان بود ولی آخر کلاسی ها لواشک بین خود تقسیم می کردند وان یکی در گوشه ای دیگر "جوانان" را ورق می زد برای اینکه بی خود های و هوی می کرد و با آن شور بی پایان تساوی های جبری را نشان می داد با خطی خوانا به روی تخته ای کز ظلمتی تاریک غمگین بود تساوی را چنین بنوشت: "یک با یک برابر هست" از میان شاگردان یکی برخاست همیشه یک نفر باید به پا خیزد ... به آرامی سخن سر داد: تساوی، اشتباهی فاحش و محض است! نگاه بچه ها ناگه به یک سو خیره گشت معلم مات بر جا ماند و او پرسید اگر یک فرد انسان واحد یک بود آیا باز یک با یک برابر بود؟ سکوت مدهشی بود و سوالی سخت! معلم خشمگین فریاد زد: آری برابر بود... و او با پوزخندی گفت: اگر یک فرد انسان واحد یک بود آنکه زور و زر به دامن داشت بالا بود آنگه قلبی پاک و دستی فاقد زر داشت پایین بود؟ اگر یک فرد انسان واحد یک بود آنکه صورت نقره گون چون قرص مه می داشت، بالا بود؟ وان سیه چرده که می نالید پایین بود؟!!! این تساوی زیر و رو می شد!!
✔کتــ☾ــے ...
یک تجربه نسبتا شخصی به من ثابت کرده است اگر کسی شما را دوست دارد و شما هم به او بی میل نیستید تا می توانید به او بی محلی کنید، آنگاه خواهید دید که او چگونه دنیا را زیرپایتان خواهد گذاشت!چطوری عاشقتان خواهد شد....باور کنید
✔کتــ☾ــے ...
واقعیت اینه...توکه انکار نمیکنی دلم میلرزه ...بی خیال شو