دلخــــور که میشوم بغض میــکنم ... می آیم پشت صفحه ی مانیتورم ... کامنت مینویسم و صورتک میگذارم ... ... صورتکی که میخندد و پشتش قایم میشوم که فکر کنی میخندم و بخندی... اشکهایم میـــــــآیند و من مدام با صورتک مجازی ام میخندم ... تو که میــخندی باورم میشـــود ... شاد میشوم اشکهام روی گونه ام می خشکند ... "تقدیم به مجازی هایی که حقیقی میشوند وقتی میخندند
@علی بی غم اینجا سرزمین واژه های وارونه است:
جایی که گنج, " جنگ " می شود
درمان, " نامرد " می شود
قهقه , " هق هق " می شود
اما دزد همان " دزد " است ...
درد همان " درد " و گرگ همان گرگ...
ولی میشه از اونورم خوند تا به این دنیا امیدوار شیم،خلاصه باید مثبت نگر باشیم!!!!