@aynor اين بوي ناب وصال است يا عطر گلهاي سيب است
اين نغمة آشنايي بوي كدامين غريب است ؟
امشب از اين كوي بن بست ، با پاي سر مي توان رست
روشن ، چراغ دل و دست ، با نور « امن يجيب» است
در سوگ گلهاي پرپرگفتيم و بسيار گفتيم
امروز مي بينم اما ، مضمون گلها غريب است
در مسجد سينه چندي است ، تا صبحدم نوحه خواني است
بر منبر گونه شبها ، اينگونه اشكم خطيب است :
« از سنگهاي بيابان ، اينگونه ماندن عجب نيست
ازما كه همكيش موجيم ، اينگونه ماندن عجب نيست »
خشكيد جوي ترانه ، بي گريه هاي شبانه
اين نغمه عاشقانه ، سوز دلي بي شكيب است
با اشتياق زيارت ، ياران همدل گذشتند
انگار تنها دل من ، ار عاشقي بي نصيب است .
@mahsa66 آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟ بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا؟ نوش دارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی؟ سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا؟