دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

✔کتــ☾ــے ...

آره که خیابونا و بارونا و میدونا و آسمونا ارث بابامه واسه همینه که از بوق سگ تا دین روز این کله پوک... درباره »
✔کتــ☾ــے ...
زن - متاهل
امتیاز: 36177

دنبال‌شدگان

(1372 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(2002 کاربر)

گروه‌ها

(36 گروه)

بازدید

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!

❤ ᘉ ᗴ ᗪ ᗩ ❥
❤ ᘉ ᗴ ᗪ ᗩ ❥

@✔کتــ☾ــے ... تــو خـــودتـــی فقط بعضی وقتــا غمِ خــاطرات سنگینِ روت . . . اذیتت میکنــه ولی تــو بــاش . . .

این ارسال را بازنشر کرده است.
محـــمد
محـــمد

دار بزن ... کسی که تـو را زده خوب است ...امّا درد میکند . . .

این ارسال را بازنشر کرده است.
فــرشــیـد
فــرشــیـد
در دوره

طرف مارو مِث ِ قَهرامان ِ تو قـصه میبینه ... (:

این ارسال را بازنشر کرده است.
۩۞۩وحید۩۞۩
۩۞۩وحید۩۞۩
توسط پیامک در وحید

تو که گفتى همه شب من توى خوابت هستم،کاشکى امشب خود من چشم تو رو میبستم

این ارسال را بازنشر کرده است.
saeed g
saeed g

تنهایی تو ارتفاع

این ارسال را بازنشر کرده است.
reza
reza

بعضیا خرشون از پل رد نمیشه. بعضیا هم ګاوشون میزاد. تکلیف ما که خرمون رو پل زاییده چیه؟؟

این ارسال را بازنشر کرده است.
Amir Hossein
Amir Hossein

این هـم کـه رو سـر ِ مـآ درس کـردی , ! / بـه بنـد نـیس کـه ! : )

این ارسال را بازنشر کرده است.
ȶ!Ɲα
ȶ!Ɲα

@✔کتــ☾ــے ... کاش با خودکار آشنا نمیشدم .. که بتونم با همون مداد یه سری از چیزای زندگیو راحت پاک کنم ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

@داداِ جوجو دلم دیونه بازی میخواد........ازاونا ک میرم و دیگه برنمیگردم..........

این ارسال را بازنشر کرده است.
داداِ جوجو
داداِ جوجو
در حرف دل

خاطرو خاطراتم...

این ارسال را بازنشر کرده است.
داداِ جوجو
داداِ جوجو

باران: ارتباط بین آسمان و زمین است...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
داداِ جوجو
داداِ جوجو

چند روزی به آمدن عيد مانده بود.. بیشتر بچه ها غایب بودند، یا اکثرا رفته بودند به شهرها و شهرستان های خودشان یا گرفتار کارهای عید بودند اما استاد ما بدون هیچ تاخیری آمد سر کلاس و شروع کرد به درس دادن. بالاخره کلاس رو به پایان بود که یکی از بچه ها خیلی آرام گفت: استاد آخره سالی دیگه بسه! استاد هم دستی به سر تهی از موی خود کشید! و عینکش را از روی چشمانش برداشت و همین طور که آن را می گذاشت روی میز، خودش هم برای اولین بار روی صندلی جا گرفت. استاد 50 ساله‌مان با آن كت قهوه‌اي سوخته‌اي كه به تن داشت، گفت: حالا که تونستید من رو از درس دادن بندازید بذارید خاطره ای رو براتون تعریف کنم: ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
یاورهمیشه مؤمن
یاورهمیشه مؤمن

بعضی ها وقتی میخندن زیبا میشن ولی بعضیا با فَک و دندونای جلو اومده و قیافه بیریختشون خیلی زشت میشن اگر نخندن خیلی خیلی بهتره...

این ارسال را بازنشر کرده است.
مـِـلـפבےܓܨ
مـِـلـפבےܓܨ

یـکــــی هــــم نـگـــــرانِ مـــــن بــــود . . .

این ارسال را بازنشر کرده است.
الهه
الهه

چند روز پیش که رفتم سر خاک طراوت و پدربزرگم از سکوت اونجا بدجور گریه م گرفت... مرده ها فریادشون بدجور خفه س...

این ارسال را بازنشر کرده است.