#کاش-عاشقت-نبودم ، که اینگونه #بسوزم به پایت ، که اینگونه بمانم در #حسرت دیدارت، کاش عاشقت نبودم که #عذاب بکشم ، تمام دردهای دنیا را بر دوش بکشم… که #شبهایم را با #چشمان-خیس سحر کنم، #روزهایم را با #دلتنگی و #انتظار به سر کنم . . . کاش عاشقت نبودم که اینگونه #دلــم سوخــ ـــته نباشد ، در هوای سرد عشقت افسرده نباشد . . . #کاش-عاشقت-نبودم که اینک تنــــ ــــها باشم ، تـــو نـــباشی و مــن پــریشان باشم ، تــو نــباشی و من دیـــ ـــوانه و ســ ــرگردان باشم… کاش عاشقت نبودم که اینک لــحظه هایم بیــهوده بگذرد ، فصلـــهایم بی رنگ بگذرند ، #تــا-حتــی-دلم به #خزان نیز #خوش-نباشد… تقصـــیر خــودم بود که هوای عــاشقی به سرم زد ، تا خواستم فرار کنم ، عشق تــ ــیر خلاصش را به بــال و پــرم زد ، تا خــواستم دلــ ــم را پشیـــ ـــمان کنم ، دلم ، دل به دریـــا زد…. #دل-به-دریـــا-زد و #بــــدجور-غرق-شد ، همه امیـــدهایم زیر آب محــــو شد…. #کاش-عاشقت-نبودم که اینک نـــــالــــــه کنم ، #شب-و-روز#دلم-را-سرزنش-کنم …
دیدم تو خواب وقت سحـر شهزاده ای زریــن کمــــر نشستـه رو اســـب سفیـــد می اومـد از کوه و کمــــر (می رفت و آتش به دلم می زد نگاهش)2 کاشکی دلم رسوا بشـه ، دریا بشـه ، این دو چشـم پر آبــم روزی که بختم وا بشه ، پیدا بشه ، اون که اومد تو خوابم شهزاده ی رویـــــای من شایــــد تویــی اون کس که شب در خواب من آید تویی تــــو...... از خــواب شیـرین ، ناگـه پریــدم ،او را ندیـــدم ، دیگــر کنــارم به خـدا جانم رسیده ، از غصه بر لب ،هر روز و هر شب ، در انتظارم به خـدا
@✔کتــ☾ــے ... تو را غم گین و اشک آلود در گوشه ای از ساحله تنهایی حس می کنم ... و خودم را خسته و شکسته در شنهای کویر حیرت ...دو دستت را بالا بیاور ...با هم ... { عم یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف لاسوء }
دیگر نمی توانم
قلمم را در دستانم نگه دارم
آنقدر که نوشتم
برگرد و تو بازنگشتی
قلم هم فهمید ، تودیگر به شعرهایم
سرنمیزنی ، نمیخوانی ، نمی آیی
بیا ، بیا نه برای من
به حرمت بارها شکسته شدن
قلم هنگام نوشتن نامت
بیا تا ترا باز هم بنویسم
به نام زیبایت
غزل بانو ...